پس از مدتى تأخير ملالتآور بالاخره شنيديم كه قافلهء هرات در شرف رسيدن است . بعجله بقرقى برگشتم و تصور ميكردم ديگر مانعى براى ادامهء مسافرت وجود ندارد كه يك مرتبه مسئلهء باجى كه بردگان آزاد شده بايد بپردازند موضوع بحث قرار گرفت و مسافرت ما را بتعويق انداخت .
قافلهء ملازمان عبارت از چهل نفر از كسانى بود كه بعضى از هرات و بقيه اهل ايران بودند و در تحت حمايت او به اوطان خود مراجعت ميكردند . اين بخت برگشتگان مجبور بودند پول بسيار بدهند زيرا در معرض اين مخاطره قرار داشتند كه از نو گرفتار شوند و دو مرتبه بمعرض فروش درآيند . با اينكه ملازمان در ميان همهء افسران سرحدى سرشناس بود معذلك عبور او سخت مورد مباحثه قرار داشت . و اين بحث بيشتر راجع بتعداد بردگانى بود كه باج به آنها تعلق ميگرفت تا به مبلغ خود باج . زيرا مبلغ كاملا معين بود ولى عدهء اسراء را امكان داشت كم و زياد قلمداد كرد و هرقدر او اصرار در كم كردن آنها داشت همان اندازه مأمورين ماليات سعى داشتند رقم را بالا ببرند . هر مسافرى كه هويتش كاملا روشن نباشد ابتدا در صف بردگان قرار گرفته و بلافاصله تسليم مقامات صلاحيتدار مىشود و سپس چون هركدام سعى دارند معافيت خود را با حسن نيتى كه كموبيش مورد ترديد است بثبوت برسانند لذا دادوفرياد و نزاع و جنجال بىپايانى برپا مىشود . ولى بالاخره راهحل تمام اين مشكلات را از كاروانباشى ميخواهند و او از ميان پنجاه يا صد مسافرى كه تحت هدايت خود دارد عدهاى را كه از حيث قيافه و زبان و ساير مشخصات ترديدى در هويتشان نباشد بعنوان بردهء آزاد شده معرفى مينمايد . بطور كلى سوءظن متوجهء اشخاص ولگردى مىشود كه نميتوانند دليل موجهى براى مسافرت خود اقامه كنند و چون غالب اينها هم عنوان حاجى روى خود ميگذارند سياست « زمان » اينطور اقتضا مىكند كه حتى المقدور عدهء زيادى از زوار حقيقى را در بخارا جمع كند تا بتواند بردگان آزاد شده را كه احتياج به ظاهر ساختگى
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 307
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٣٠٧