خانه و سه مسجد و يك بازار كوچك و يك كاروانسراست و دور آن را حصار نسبتا معمورى كه خندق گودى هم بر آن مزيد شده احاطه كرده است . اهالى آن ازبك و تركمن هستند كه بعضى به تجارت مشغولاند و بقيه كه قسمت اعظم را تشكيل مىدهند بامر فلاحت ميپردازند . نزديك حصار شهر مقبرهء « امام قرقى » معروف ، مؤلف تفسيرهاى متعدد قد برافراشته است . استان قرقى در دو ساحل جيحون تا آنجا كه نهرهاى منشعب از شط بدان منتهى مىشود يعنى تقريبا از اطراف « شرجوى » تا گدار حاجى صالح ( كه بغلط هجا صالو مينامند ) امتداد دارد . اهالى اين سرزمين تركمنهاى « ارزارى » هستند كه خود را تا حدى خراج گزار امير مىدانند ولى مبلغى را كه مىپردازند فقط براى اينست كه در مقابل تعدى ساير ايلات آنها را حفظ نمايند . در زمانهاى سابق كه توازن قوا طور ديگر بود حدود كشور پادشاه بخارا تا خيلى دور تر از جيحون يعنى در سرزمينهاى ديگر بسط داشت . ولى در نتيجهء فتوحات دوستمحمد خان بيشتر آن از چنگ او بيرون آمد و تصور نمىكنم حالا در اينطرف شط باستثناء شرجوى و قرقى ، چيز قابلى براى او باقىمانده باشد .
با كمال تأسف شنيدم ملا زمان رئيس قافلهء هرات قبل از هشت تا ده روز وارد نخواهد شد . لذا مناسبتر دانستم اين مدت را ميان تركمنها بگردم تا اينكه در قرقى بمانم . باتفاق ملا اسحق بديدن ايلات « قزل اياغ » و « حسن منقلى » رفتيم زيرا آن ملاهائى كه من و بعضى از رفقايم را در بخارا ديده بودند در ميان آنها بسر ميبردند .
تركمنهاى « ارزارى » كه در حدود دو قرن پيش « منقسلاق » را ترك گفتند به اين ديار مهاجرت كردهاند و بيش از چهل سال نيست كه برترى امير را قبول نمودهاند ، بتدريج تمام مشخصات نژادى خود را از ياد بردهاند . صنعت چادرنشينى آنها به نيمه تقليل و اكثرشان زراعت را پيشهء خود ساختهاند و بقيه با آنكه صرفا چوپان هستند اگرچه حالت توحش را رها كردهاند ولى فضيلت و تقواى بدوى و اجدادى خود را نيز از
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 304
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٣٠٤