است مرقد على پسر ابو طالب پهلوان شجاع و مونس پيغمبر . »
تنها فايدهاى كه ازين گردش مقدس برديم اين بود كه فهميديم خرابههاى بلخ قديم يا بقول شرقيها « مادر شهرها » در زمان خود پنج فرسخ مساحت داشته است و حالا فقط از روى آثار چند تپهء كوچك ميتوان به محل بلخ « 1 » باستان پىبرد و خرابه - هاى جديد به غير از مسجد نيمه مخروبهاى كه آن زمانها توسط سلطان سنجر سلجوقى بنا شده است هيچچيز قابل ملاحظهاى ندارد . در قرون وسطى حقيقتا بلخ پايتخت تمدن اسلامى بوده و آن را « قبة الاسلام » ميناميدند . قابل توجه اينكه آجرهاى اين مقابر به همان اندازه و كيفيت آجرهائى است كه در خرابههاى محل يموتها هنوز ديده مىشود ولى هرچه تفحص كردم مختصرترين كتيبهء خط ميخى هم در آنجا نيافتم . بدون شك اگر عمليات حفارى درين نقطه تعقيب شود نتايج عجيبى دربر خواهد داشت . ولى فكرش را هم نبايد كرد مگر آنكه فرمان قاطعى از طرف شاه صادر شود و لا اقل دو سه هزار سرنيزهء اروپائى هم دنبال آن باشد .
بلخ جديد كه مركز عمدهء قدرت افغان در تركستان محسوب مىشود در تحت تصرف « سردار » و عدهء تحت فرمان اوست ولى جز در فصل زمستان در آنجا توقف نميكند زيرا همين كه بهار فراميرسد حتى فقيرترين اشخاص هم بلخ را با آثار متعفن و آلوده و هواى مضرش ترك گفته به « مزار » ميروند زيرا موقعيت آن مرتفعتر و آبوهوايش كمتر خفقانآور است . شهر اولى بعقربهاى سمى كه در خرابههايش بوفور پيدا مىشود مشهور مىباشد و برعكس دومى به « گل سرخ » هاى زيباى خود ميبالد . اين گلها سر مقبرهء « 2 » ادعائى على ميرويد و براستى من نظير آن را از حيث زيبائى رنگ و ملايمى بو نديدهام . خرافاتپرستى اين عقيده را بوجود آورده كه اين گلها را جز در زمين « مزار » جاى ديگر نميتوان كاشت . حقيقت اين است كه تا حال حتى در خود « مزار » هم هرچه اين بوتهها را جابجا كردهاند نتيجهء صحيحى نداده است .
هامش
( 1 ) -Bactres( 2 ) - مرقد حقيقى حضرت على عليه السلام در نجف است .