دست دادهاند . تمدن بخارا در ضمنى كه اسلحه را از دست آنها گرفته صفات راستى جنگجوئى آنها را هم از بين برده است . راست است كه شمشيرشان به قرآن تبديل شده ولى درستى آنها هم جاى خود را بحيله و تزوير داده است . چون مهمان يكى از مهمترين « ايشانهاى » اين تركمنها بودم صحنههائى ديدم كه هرگز از خاطرم محو نخواهد شد . « خليفه نياز » در آنواحد هم حقوق اختصاصى طبقاتى هم شهرت فضل و دانش و پرهيزكارى را از پدر خود به ارث برده بود . تكيهاى داشت كه عدهاى از طلاب بروش بخارا در آن درس ميخواندند . بعلاوه از مكه « اذن » گرفته بود تا اشعار مقدس « قصيدهء شريف » را بخواند . براى انجام اين وظيفهء اخير فنجان پرآبى را جلوى خود ميگذاشت و بعد از خواندن هر شعر آب دهان را در آن مينداخت و اين معجون متبرك را بعنوان بهترين وسيلهء معالجه از راه مزايده بمعرض فروش درميآورد .
از تمام فضائل باستانى در ميان تركمنها فقط رسم مهماننوازى بدون خدشه باقى مانده است . آنها از اينكه مهمان يكروز يا يكسال نزد آنها بماند هرگز خسته نميشوند و باستثناء تاجيكها هيچيك از ايلات تركستان اين ضرب المثل زشت را كه ميگويد : « مهمان و ماهى بعد از سه روز تبديل بزهر مىشود » « 1 » نميدانند .
خليفه نياز حاضر شد مرا همراه خود به « مزار شريف » ببرد . اين مكان به « ابهء » خودش دو و بقرقى بيشتر از چهار يا پنج منزل فاصله نداشت و از بلخ « 2 » هم چندان دور نبود . ميگويند بقاياى پيكر على در مزار شريف به خاك سپرده شده است و ازين جهت مؤمنين تركستان با كمال ميل به زيارت آن ميآيند ، مورخين اينطور نقل ميكنند كه مرقد معجزنشان « شاه مردان على » ( اين اسم ديگرى است كه بمزار دادهاند ) در زمان سلطان سنجر بدينطريق كشف شد كه چون سرزمين بلخ مستور از خرابه بود تصور ميكردند گنجهائى از زمان « ديوها » در آن مدفون مىباشد . لذا سلطان فوق الذكر شروع كرد بحفريات عمده و در يكى از آن موارد ميز سنگى بسيار قشنگ و سفيدى از خاك بيرون آمد كه كتيبهء ذيل بر آن حك شده بود : « اين
هامش
( 1 ) - اصل اين ضرب المثل فرانسوى بوده است .
( 2 ) -Belkh