تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
در ضمنى كه آنها را بدين‌گونه مورد خطاب و عتاب قرار داده بودم » توپچىباشى » ( فرماندهء توپخانه ) قلعه را ديدم كه اصلا ايرانى و از بردگى بمقام فعلى رسيده بود چند كلمه بطور نجوى در گوش دريا بيگى گفت . و آنگاه مرا بكنارى كشيده اظهار داشت كه مسقط الرأسش تبريز است و چندين بار باستانبول رفته و كاملا قادر مىباشد اشخاصى را كه از روم ميآيند تشخيص بدهد . بنابراين ميتوانم كاملا مطمئن باشم كه به خود و اسبابهايم هيچگونه صدمه وارد نخواهد شد . و هر خارجى كه ازينجا عبور مىكند بايد تحت آزمايش قرار گيرد زيرا از هر برده‌اى كه آزاد شده است در موقع مراجعت درين نقطه دو « دوكا » مطالبه مىشود و آنها غالبا براى اينكه از پرداخت اين مبلغ شانه خالى كنند بانواع و اقسام تغيير شكل ميدهند و غيره و غيره . چيزى نگذشت مأمور مادونى كه براى ارائهء گذرنامهء من نزد حكمران رفته بود مراجعت كرد و گذرنامه را بانضمام پنج « تنقه » ( پانزده فرانك و هفتاد و پنج سانتيم ) كه « بى » بدون آنكه از كيسهء فتوت او استمداد كرده باشم برايم فرستاده بود تسليم كرد . قلعهء مرزى « قرقى » كه از سمت هرات تا حدى كليد بخارا محسوب مىشود استحقاق تشريح و تعريف مبسوط ترى را دارد . بطورى كه قبلا تذكر دادم دو نوع قلعهء مستحكم براى حفاظت آن ساخته شده است . برج و باروئى كه در ساحل راست شط قرار گرفته چندان مهم نيست و در مواقع صلح فقط چهار توپ و چند نفر سرباز در آن مأمور نگهبانى مىباشد . قلعهء اصلى كه در ساحل چپ واقع شده است شامل قصرى است كه بر بلندى قرار گرفته و داراى سه محوطه مىباشد و از منبع مطمئنى شنيدم كه دوازده توپ آهنى و شش مفرغى درآن‌جا دارد و ديوارهايش كه پنج‌پا قطر و دوازده‌پا ارتفاع دارد از گل ساخته شده و به قدر كافى محكم مىباشد . پس از آن خود شهر است كه دورتادور قلعه پراكنده شده و داراى صد و پنجاه