تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
سرحدى را محافظت مىكند . جيحون كه از ميان اين دوبارو ميگذرد تقريبا ده مقابل عرض « دانوب » را بين « اوفن » و « پست » دارد و جريانش بسيار سريع و از ميان آن تپه‌هائى از شن ، جسته و گريخته سر از آب بدر آورده است . بدبختانه چون جريان آب ما را از نقطه‌اى كه بايد پياده شويم قدرى پائين‌تر برده بود سه ساعت طول كشيد تا توانستيم از آب عبور كنيم . در مساعدترين موقع يعنى در ماه‌هاى تابستان عبور از شط لا اقل دو ساعت طول ميكشيد زيرا اگر هم مجال نباشد لا اقل بسيار عجيب است كه قايق‌ران براى بيرون آوردن طراده كه به خاك نشسته است اصلا مجبور نشود خود را به آب بيندازد . خوشبختانه حرارت بشدت دفعه اولى كه در « خانقا » ميخواستيم از آب عبور كنيم نبود و به همين جهت رنج و زحمت ما هم رويهمرفته بپاى آنموقع نميرسيد . قايقرانها خيلى ادب و انسانيت بخرج داده پولى از ما مطالبه نكردند . ولى هنوز پا بساحل مقابل نگذاشته بوديم كه « ديوان بيگى » ( ناظر گدار ) حكومت « قرقى » بتصور اينكه ما بردگان فرارى هستيم و بعزم رسيدن بكشور كافر كيش خود يعنى ايران مسافرت ميكنيم ما را تحت توقيف درآورد و به داخل قلعه نزد حاكم برد كه شخصا توضيحات لازم را از ما بخواهد ، تعجبى كه به من دست داد شايان توجه است زيرا رفقايم كه از روى قيافه و لهجه و زبان به آسانى ميشد پىبهوتشان برد ابدا واهمه‌اى نداشتند و بلافاصله هم آزاد شدند ولى درمورد من كار به اين سهولت خاتمه‌پذير نبود . و همين كه حس كردم مقصودشان ازين سختگيرىها اين است كه عنفا الاغم را از چنگم بيرون بياورند بشدت خشمگين شدم و تمام لهجه‌هاى معمولى تركستان و زبانى را كه در قسطنطنيه حرف ميزنند يكى بعد از ديگرى به كار بردم و گذرنامه خود را ارائه داده با شدت تهديدشان كردم كه موضوع را به بى ( حكمران ) گزارش دهند يا مرا نزد او هدايت كنند .