تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
خواهيم داشت و اين موضوع تا حال براى ما بسيار مشكوك بود . طاق آب‌انبار كه به شكل گنبدى گرد مىباشد با اينكه دويست سال پيش ساخته شده معهذا تا حال كاملا سالم مانده است و زوايائى چند دارد كه مسافر ميتواند از سايهء آن استفاده كند و چون در قسمت پائين دره واقع است در موقع بهار از آب برف و در بقيهء فصول از آبهاى اضافى باران پر مىشود . درين موقع آب آن بيش از سه پا ارتفاع نداشت معذلك دويست خانوار ازبك متعلق بايل « قونگرات » و « نايمن » دور آن را گرفته بودند . احشام و بچه‌هاشان به حالت لخت مادرزاد درين آب قيمتى بازى ميكردند و معلوم است طعم آب در نتيجهء اين شناورى بچه صورت در ميآمد . مسافت بين اين نقطه و « قرقى » بالغ بر شش ميل است لذا براى مراعات حال چارپايان صلاح دانستيم اين راه طولانى را شب هنگام بپيمائيم . بنابراين تمام روز را بخواب اختصاص داديم . ولى دختركهاى چادرنشين كه بوجود اسبابهاى شيشه‌اى ما پىبرده بودند مانع از استراحت ما گرديدند . از هر طرف هجوم آورده با تملق بسيار آن زينت‌آلات بدوى را با سهم وافرى از شير شتر يا ماديان كه در ظرفهاى چوبى ، بشقاب و ظروف حجيم ريخته شده بود پيشنهاد معاوضه ميكردند و يكساعت بعد از غروب آفتاب مجددا به راه افتاديم . شب نورانى و زيبائى بود ولى بيش از چهار فرسخ از نقطهء حركتمان دور نشده بوديم كه همه مغلوب خواب گرديده پياده شديم و بدون اينكه افسار مال‌ها را رها كنيم بخواب عميقى فرو رفتيم . چيزى نگذشت كه سوارهائى از راه رسيده ما را بيدار و ازين بىاحتياطى ملامت كردند و بعجله وادارمان ساختند كه حركت خود را ادامه دهيم . همه برخاستيم و درحالىكه افتان و خيزان نيمى از راه را پياده و نيمى را بر پشت الاغها طى ميكرديم موقع طلوع آفتاب بجيحون رسيديم . در هردو ساحل شط دو برج و بارو پيدا است و آنكه بما نزديكتر مىباشد ساختمان محقر بىاهميتى بيش نيست . و آن ديگرى در قله‌اى كه شيب تندى دارد مشرف به « قرقى » بوده اين شهر