موقع گذشتن از پلها ملتفت شديم كه به داخل آن رسيدهايم .
كارشى ( نخشب سابق ) از حيث مساحت و اهميت تجارتى دومين شهر خانات بخارا محسوب مىشود و مركب است از خود شهر و قلعهء « قورگانچه » اين قلعه كه در شمال غربى واقع است بهيچوجه ارزش جنگى ندارد . شهر با وضعيت فعلى و ده كاروانسرا و بازارهاى پر امتعهاش ممكن است در آتيه از نظر عبور كالا بين بخارا و دولت پادشاهى كابل و ايالات هندوستان نقش اساسى و مهمى را بازى كند مشروط بر آنكه اغتشاشات سياسى مانع راه نباشد . جمعيت آنكه تخمينا بالغ بر 25000 نفر مىشود قسمت عمدهاش مركب از ازبكهاست كه خان بهترين جنگجويان خود را از ميان آنها انتخاب مىكند . به غير از اينها عدهاى تاجيك و هندى و افغان و يهودى هم ديده مىشود . يهوديها كه با تمام قوانين خانات مخالف هستند مجازند در داخل شهر حتى سوار بر اسب آمدوشد كنند . كارشى از لحاظ انواع كارخانههاى چاقوسازى رتبهء اول را حائز است فقط شهر « حصار » كه بفاصلهء كمى از آن واقع شده است با اين شهر سخت رقابت مىكند . تيغههائى كه درين دو شهر ساخته مىشود نه تنها بمراكز تجارتى آسياى ميانه صادر مىشود بلكه بوسيلهء حاجيها به ايران و عربستان و تركيه هم ميرود و در آن نقاط قيمت آن بسه تا چهار مقابل آنچه تمام شده است بالغ ميگردد . نوع مخصوصى از آن هست كه تيغهاش گلدار و دستهاش از طلا يا نقرهء قلمزده درست شده و حقيقتا از حيث كار و دوام و ظرافت جنس دست عاليترين محصولات شفيلد و بيرمنگام را از پشت بسته است .
يكى از سفارشنامههائى كه دوستانم به خانها و ملاهاى مختلف بين راه نوشته بودند خطاب به « ايشان حسن » نامى بود كه يكى از معتبرترين اشخاص كارشى مىباشد . او مرا به بهترين وجه پذيرائى كرد و چون قيمت كليهء چارپايان عموما و الاغ خصوصا خيلى پائين آمده بود پيشنهاد كرد كه يكى ازين بادپاهاى دراز گوش
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 298
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٢٩٨