كه امروز گرفتار كلنگ و ديلم دشمنان هنر است به كلى از ميان برود اهالى سمرقند تا دو يا سه قرن ديگر كار خواهند داشت .
به غير از ساختمانهائى كه به ترتيب شرح دادم در گوشه و كنار برجها و گنبدهاى ديگرى هم كه از آثار ادوار گذشته است به چشم مىخورد . پس از تفحصات كامل و صرف زحمات فوق العاده بالاخره موفق نشدم كوچكترين اثرى از كتابخانهء يونانى - ارمنى كه بنابر روايات معتبر تمام دنيا ، تيمور فاتح به سمرقند آورده بود بدست بياورم . بدون اينكه ترديدى به دل راه دهم ميگويم كه اين افسانه از وطنپرستى فوق العاده يك كشيش ارمنى بنام « هاجاتور » سرچشمه ميگيرد . اين شخص كه از كابل به سمرقند آمده بود ادعا داشت كه درين شهر كتابهاى ضخيمى به قطع دوورقى كشف كرده كه ( مانند كتابهاى فاوست ) داراى زنجيرهاى سنگين بوده و آنها را در اعماق اين برجها كه هيچ مسلمانى از ترس اجنه جرأت پاگذاشتن بهداخل آن را نداشته است مخفى كرده بودند . يكنفر دانشمند فرانسوى بعدا اين خبر تاريخى مشكوك را بدست آورده در كتاب خود موسوم به « تاريخ ارامنه » وارد كرد . و چون ما اروپائيها هم مانند شرقىها از داستانهاى آميخته به اسرار لذت ميبريم بعضى از باستانشناسان به آسانى قبول كردند كه آن فاتح آسيائى دو سه هزار قاطر كه بارشان نسخ خطى يونانى - ارمنى بوده به منظور آشنا كردن تاتارها به زبان و تاريخ خارجى از صد منزل راه به پايتخت خود فرستاده است .
اما من شخصا نميتوانم وجود اين كتابخانهء افسانهآميز را قبول كنم ، و همچنين با كسانى كه ساختن بناهاى يادبود سمرقند را منتسب به چينىها ميدانند جدا مخالفم . راست است كه مرزهاى سياسى چين با اين شهر بيش از ده روز فاصله ندارد ولى براى رسيدن به چين واقعى شش برابر اين وقت لازم است . و اگر كسى بداند كه امپراطورى آسمانى با چه شدتى حد فاصل بين خود و كشورهاى ديگر را
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 282
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٢٨٢