تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
اين دومين و درعين‌حال آخرين مؤسسهء نوع خود بود كه در آسياى ميانه برپا گرديد . اولى در زمان هلاكو توسط نجم الدين كه از حيث تبحر زبانزد خاص و عام بود در مراغه بنا گرديده بود . منظرهء آن را به من نشان دادند ولى به زحمت توانستم فقط آثار چند ديوار آن را تشخيص بدهم . اين سه مدرسه دور ميدان عمده ياريگستان سمرقند واقعند . راست است كه اين محل از ميدان بخارا كوچكتر است ولى عدهء دكه‌ها و جمعيت انبوه و پر سروصداى آن به همان اندازه مىباشد . بفاصلهء كمى از آنجا در نزديكى دروازهء بخارا خرابه‌هاى قابل ملاحظهء مدرسهء « خانم » ديده مىشود كه يك شاهزاده خانم چينى همسر تيمور بخرج خود برپا كرده و معلوم است در زمان خود بسيار باشكوه و زيبا بوده است . اطمينان ميدهند كه بالغ بر هزار طلبه در آن سكنى داشته كه هريك از محل وقف باندازهء كفاف زندگانى خود در حدود صد تيلا ( 1300 فرانك ) در سال دريافت ميداشته‌اند . اين رقم را ميتوان از جمله اغراق و گزافه‌گوئى شرقى به شمار آورد ولى منكر بديهيات نميتوان شد كه سه ديوار و نمايا ( پيش طاق ) آن‌كه هنوز سرپا باقىمانده است در گذشته داراى چه شكوه و جلالى بوده است . مخصوصا پيش‌طاق كه برجها و سردر آن ممكن است بعنوان نمونهء معمارى تلقى شود و فرش آن كه از آجرهاى رنگين بشيوه خاتم‌كارى پهلوى يكديگر كار گذاشته شده از حيث زيبائى بنظرم بىنظير آمد . بقدرى محكم سيمان‌كارى شده است كه با زحمت بسيار توانستم جام يك گل را از جا بكنم و آن هم نه بطور كامل بلكه فقط قسمت مركزى و سه برگ آن را كه روى هم تاخورده بود . با آنكه عمل تخريب بشدت كار خود را كرده است معذلك در داخل ساختمانها يعنى در همانجا كه الان ارابه‌هاى كرايه‌اى از آنجا به « خقند » و « قارشى » ميروند ، توانستيم مسجد و « رحل » عظيمش را كه ميگويند خاصيت معجزه‌آميز دارد مشاهده كنيم و براى اينكه اين كوه آجر و سنگ مرمر