« متوليها » ( نظار ) از ميان تاتارهاى « نگائى » انتخاب ميشوند و اين برحسب وصيت امير است كه دستور داده است امور مربوط بجسدش را به اين نژاد كه علاوه بر همهچيز خيلى باوفا هستند بسپارند از بازرس آرامگاه ديدن كردم و مجبور شدم تمام روز را نزد او بمانم . مشار اليه منت زيادى بر من گذاشته اجازه داد قبر حقيقى را كه اگر حرف او را باور كنيم ديدنش براى اشخاص محلى بندرت ميسر مىشود ، تماشا كنم . از پلكان طويل باريكى كه در عقب مدخل واقع است پائين رفتيم . يكراست بمدفنى رسيديم كه از حيث ابعاد با بقعهء بالا يكسان و داراى نقوشى همانند آن بود قبرها هم درست به ترتيبى كه در بالا مشاهده شد پهلوى هم قرار داشت فقط عدهء آنها شايد به آن اندازه نباشد . بطورى كه اطمينان ميدادند ثروت هنگفتى در قبر تيمور مدفون مىباشد ولى اين مطلب باور كردنى به نظر نميآيد زيرا مخالف با شرع است .
قرآنى با قطع دوورقى كه روى پوست آهو نوشته شده بود ، بالاى رحلى شبيه به آنچه قبلا ذكر شد قرار داشت . بارها از منابع موثق شنيده بودم كه اين نسخه به خط عثمان خليفهء ثالث و منشى محمد مىباشد .
معروف است كه تيمور آن را از خزانهء سلطان بايزيد ربوده و از « بروسه » به پايتخت خود منتقل كرده است . اين امانت قيمتى را از انظار مخفى نگاه ميدارند زيرا اگر بوجود چنين چيز نايابى در نزد سلطان بخارا پىببرند ممكن است ساير سلاطين كشورهاى بزرگ اسلامى به آن طمع نمايند . در مقابل « تربت » در ديدگاه عموم ، كتيبهاى با خط سفيد روى زمينهء آبى به اين شرح : عمل الفقير عبد اللّه بن محمد - الاصفهانى « اين است عمل عبد اللّه فقير پسر محمد اهل اصفهان » نوشته شده است و من بهيچوجه نتوانستم تاريخ صحيحى براى آن تعيين كنم .
تقريبا صد قدم دور تر از اين ساختمان گنبد ديگرى وجود دارد كه سادهتر بنا شده ولى از حيث قدمت داراى اهميت است و يكى از زنان سوگلى تيمور كه
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 279
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٢٧٩