قطر ده انگشت كار گذاشتهاند . اين سنگ را كه دو تكه « 1 » است از پهنا روى قبر تيمور خواباندهاند . دومى كه از سنگ سياه و به همان درازى ولى كمى عريضتر است قبر « مير سيد بركه » معلم روحانى تيمور است كه آن امير مشهور از نظر حقشناسى خواسته است تا در جوار او مدفونش سازند . دورتادور سنگهاى كوچك و بزرك ديگرى متعلق بزنها و نوادهها و نتيجههاى آنمرد بزرگ وجود دارد . ولى اگر اشتباه نكرده باشم تصور ميكنم آنها را بعدا از نقاط مختلف شهر به آنجا انتقال دادهاند . خطوط روى آن سنگها يا فارسى است يا عربى و در هيچكدام ذكر القاب و عناوين نشده است و حتى سنگ خود امير هم بسيار ساده نوشته شده ولى نام خانوادگى « گوركان » در هيچكدام از قلم نيفتاده است .
در داخلهء بقعه روى يك زمينهء لاجوردى نقوش شاخوبرگ مانندى از مرمر سفيد كه بعضى نقاط آن مطلا مىباشد بطورى زيبا و برجسته ساخته شده است كه حكايت از ذوق و سليقهء يك صنعتگر واقعى مينمايد و ما را به ياد داخل مقبرهء « معصومه فاطمه » كه در ايران در شهر قم « 2 » ديدم مياندازد . ولى درعينحال كه اين يكى مملو از زينت آلات است آن ديگرى از لحاظ سادگى باعظمت خود داراى برترى بارزى مىباشد در انتهاى قبرها دو عدد رحل « 3 » قرار دادهاند كه ملاها بنوبه شبوروز روى آن قرآن ميخوانند . مخارج « تربت » از محل « وقف » تأمين مىشود . چه اين ملاها و چه
هامش
( 1 ) - براى اين موقعيت خاص دلائل بسيارى ذكر مىكنند . بعضى ميگويند نادر شاه فاتح اين سنگ را خواسته است ولى در راه شكسته بود . بعضى ديگر عقيده دارند كه از ابتدا دو قسمت بوده و يك شاهزاده خانم چينى ( مغول ) آن را فرستاده است .
( 2 ) - يكى از خواهرهاى امام رضا پس از اصرار زياد بالاخره موفق شد از مأمون خليفه اجازه ديدن برادر خود را كه آنزمان بطوس ( مشهد ) تبعيد شده بود بگيرد . ولى در بين راه فوت كرد و مرقدش زيارتگاه ايرانيان است و بيشتر از همه به او احترام ميگذارند .
( 3 ) - ميز مايلى است كه دو خانه دارد و در مشرق زمين كتب مقدس را روى آن ميگذارند .