اين سنگ مقدس مورد استعمال رسمى ديگرى ندارد . ولى حاجيهاى مؤمن آن را مقصد نهائى زيارت خود قرار دادهاند و ذمهء خود را زمانى برى ميدانند كه سه مرتبه فاتحه خوانده و سر خود را از روى خلوص به آن ماليده باشند . زيرا اين همان سنگى است كه در مقابل آن هر كلمهاى كه از دهان پادشاه فاتح آنها بيرون ميآمده ، مانند امر قاطعى تا آخرين مرزهاى آسيا انعكاس پيدا ميكرده است . اهالى سمرقند طورى از تيمور صحبت ميكنند مثل اينكه خبر مرگش تازه از « اترار » رسيده باشد و چون مرا عثمانلو ميدانند مكرر از من سؤال كردهاند كه در موقع ديدن قبر پادشاهى كه چنين شكست سختى بسلطان عثمانى وارد آورده است چه احساساتى به من دست داده است .
4 - « تربت تيمور » ( مقبره تيمور )
اين آرامگاه كه در جنوب غربى برپا شده است عبارت از نقطهايست محصور كه يك گنبد مجلل برفراز آن ساخته شده است . در بدنهء ديوار خارجى آن سردر مرتفعى به شكل طاق ضربى بنا گرديده است و دو گنبد كوچكتر كه عينا از روى اولى تقليد شده در دو طرف آن برپا شده است فضاى بين ديوار و بقعه را درختكارى كردهاند و اگر قدرى بهتر از آن مواظبت ميشد جاى باغ را ميگرفت . در ورودى بقعه در سمت غرب واقع و نماى آن برطبق قانون رو بجنوب ( قبله ) مىباشد . انسان در موقع ورود به دهليزى برميخورد كه مستقيما به خود مزار منتهى مىشود . شكل آن هشتگوش و قطرش در حدود ده قدم كوچك مىباشد . در وسط يعنى درست مطابق زير گنبد آنجا كه صدر خوانده مىشود ، دو قبر پهلوبپهلو ديده مىشود كه سر آنها به سمت مكه قرار داده شده است . روى يكى از آنها سنگ سبز تيرهء بسيار قشنگى بعرض دو و نيم و طول ده وجب و