باوجود اينكه در اصالت اين اشياء در ته قلبم سخت ترديد داشتم معذلك خود و رفقايم از اداء اين احترام امتناع نورزيديم . از بعضى اشياء مقدس ديگر هم ( شمشير و زره و قرآن و غيره ) با من صحبت كردند ولى اجازهء ديدن آن را ندادند . امير فعلى در مقابل اين عمارت مدرسه كوچكى بنا كرده كه بىشباهت بطويلهء قصر نيست .
2 - مسجد تيمور
اين مسجد در وسط شهر واقع است : ابعاد و تزيينات و كاشىكارى آن مسجد شاه اصفهان را كه بامر شاه عباس ثانى ساخته شده است ، بخاطر ميآورد ولى از حيث گنبد باهم تفاوت دارند . گنبد اينجا به شكل خربوزه ساخته شده و به كلى با معمارى ايران مغايرت دارد . آياتى كه از قرآن استخراج گرديده است با خط ثلث نوشته شده و رويش را طلا گرفتهاند ، و بعد از خطوط مسجد خرابهء سلطانيه خطوطى به اين زيبائى نديدهام .
3 - ارگ ( قلعه و تالار بارعام تيمور )
براى رسيدن بقلعه بايد از دامنهء نسبتا شيبدارى بالا رفت . مجموع ساختمانها عبارت از دو قسمت مشخص است كه يكى از آنها در واقع پوشش ديگرى محسوب مىشود و مركب از منزلهاى خصوصى مىباشد . دومى منحصرا اختصاص بامير و پذيرائيهاى رسمى او دارد . براى من از شگفتىهاى قصر خيلى تعريف كرده بودند ولى در حقيقت بناى عاميانهاى بيش نيست و بيش از يكقرن از عمر آن نميگذرد .
خلاصه هيچچيز جالب توجهى در آن وجود ندارد . ابتدا عمارات مسكونى امير و آئينه خانه را به من نشان دادند و آن اطاقى است كه تمام ديوارهايش از تكههاى كوچك آئينه پوشيده شده و معروف است كه يكى از عجايب دنيا مىباشد . به نظر من آن محلى را كه « تالار تيمور » يا تالار بارعام تيمور مينامند ازينجا خيلى بيشتر جالب توجه مىباشد .
تالار تيمور حياط باريكى است كه از يك قسم رواق يا پيادهرو سرپوشيده احاطه