شروع كنم . ولى چون در اينجا آنچه كه از نقطه نظر تاريخى ممكن است جالب باشد به بعضى از افسانههاى مذهبى ارتباط كامل دارد ، لذا من از مطالعهء آن استفاده كرده لذت ميبردم . درين شهرى كه من مشغول تفحصات هستم صدها اماكن زيارتى وجود دارد ولى من فقط بشرح آنچه كه قابل ملاحظهتر است ميپردازم :
1 - حضرت شاه زنده ( قصر تابستانى تيمور )
نام حقيقى شاه زنده كاظم ابن عباس است . ميگويند او يكنفر قريشى بوده و چون در بين اعراب اول كسى است كه اسلام را وارد سمرقند كرده است لذا درينجا شهرت فوق العاده دارد . مزارش در خارج شهر ، در سمت شمال غربى و نزديك بارو و عمارتى است كه مقر تابستانى تيمور بزرگ بوده است ! اين قصر هنوز آثار شكوه باستانى خود را حفظ كرده است . تمام ساختمانهاى آن روى يك بلندى بنا شده است و براى رسيدن به آن بايد از چهل پلهء مرمر نسبتا وسيع بالا رفت ، وقتى به بالا رسيديد شما را بيك كلاه فرنگى واقع در انتهاى يك باغ كوچك هدايت ميكنند .
آنجا پس از عبور از چندين دالان تنگ بتالار وسيعى وارد ميشويد و پس از آن بوسيلهء راهرو تاريكى به مزار آنحضرت كه در تاريكى دست كمى از راهرو ندارد و اصل ميگرديد . به غير از تالارى كه شرح دادم چندين تالار ديگر هم وجود دارد كه كاشى - كارى و فرش شبيه بخاتم آنطورى براق و شفاف است كه گوئى ديروز از زير دست كارگر بيرون آمده است !
رسم اين بود كه در هر عمارتى كه وارد ميشديم دو ركعت « 1 » نماز ( سلام با خم كردن زانو ) بگزاريم . موقعى كه مرا بتالارى كه با سنگ مرمر فرش شده است هدايت كردند پاهايم داشت ديگر درد ميگرفت ، درينجا سه بيرق و يك شمشير قديمى و يك زره از آثار مقدس امير مشهور وجود داشت كه براى بوسيدن بما عرضه كردند .
هامش
( 1 ) - عين عبارت متن .