تمام اين ساختمانها بوسيلهء باغهاى پردرخت انبوهى از هم مجزا مىشود آنوقت تاحدى ضعيف وضعيت سمرقند درنظر ما مجسم خواهد شد . بلى تا حدى ضعيف و بسيار تقريبى براى اينكه آن ضرب المثل فارسى بخاطرم آمد كه ميگويد « شنيدن كى بود مانند ديدن « 1 » » متأسفانه و بناچار بايد اضافه كنم آن اثرى كه شهر از خارج در ذهن ايجاد كرده بود هرچه نزديكتر ميشديم رو بضعف ميگذاشت و موقعى كه وارد شديم به كلى زائل گرديد ، وقتى موضوع مربوط بشهرى مانند سمرقند باشد كه رسيدن به آن اين اندازه مشكل و مستلزم اينهمه فداكارى است يأس و نااميدى انسان صد چندان مىشود . موقعى كه از دروازهء بخارا وارد ميشديم و براى رسيدن بمحلات مسكون مجبور بوديم از قسمت اعظم يك قبرستان عبور كنيم به ياد شعرى افتادم كه در ايران شنيده بودم « سمرقند كانون مركزى روى كره است « 2 » » و باوجود اشتياقى كه به اين شهر داشتم بىاختيار با صداى بلند زدم زير خنده . ابتدا در نزديكى بازار به كاروانسرائى وارد شديم كه حاجيها مجانا در آن پذيرفته ميشوند . ولى از همان شب اول ما را بيك منزل خصوصى كه آنطرف كاروانسرا و نزديك مقبرهء تيمور واقع است راهنمائى كردند . زمانى تعجب و خوشحالى من به منتها درجه رسيد كه فهميدم مهماندار ما يكى از افسران امير و مأمور مخصوص حفاظت قصر سمرقند مىباشد .
مراجعت همايونى پس از اردوكشى فاتحانهء خقند براى آتيهء نزديكى اعلام شده بود . رفقا بخاطر من حاضر شدند صبر كنند تا من بامير معرفى شوم و بتوانم ترتيب سفر مراجعتم را با بعضى حاجىهائى كه از آنجا ميگذشتند بدهم . درين فاصله وقت خود را صرف بازديد بناهاى باستانى شهر ميكردم . درين خصوص باوجود ظاهر فلاكت بارش با هيچيك از شهرهاى آسياى ميانه قابل مقايسه نميباشد .
طبيعى است كه بعنوان يكنفر حاجى مجبور بودم اول از شخصيتهاى مقدس
هامش
( 1 ) - مطابق عبارت متن .
( 2 ) - سمرقند صيقل روى زمين است [ كلمه صيقل درست خوانده نمىشود . ]