تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
عروق مردم بخارا جريان دارد ( زيرا دو ثلث اهالى را ايرانى و مروزى و تاجيك تشكيل ميدهد ) باعث شده است كه در بازارها و ميدانهاى عمومى مختصر جنبش و آثار حياتى پديدار شود . ولى در داخل منازل عجيب زندگى غمناك و يكنواختى فرمانروائى مىكند ! در نتيجهء فشار مذهبى كه داراى اقتدار مطلق است و يك طرز جاسوسى كه با كمال عقل طرح‌ريزى شده هرگونه خوشى و شادى از مجامع رخت بربسته است . مأمورين امير هميشه وسيله‌اى پيدا ميكنند تا در هر خلوتگاهى كه از آن خصوصىتر نباشد رخنه كنند . آنوقت بدا به حال كسى كه كوچكترين غفلت را در اجراى دستورهاى مذهبى مرتكب شود يا خفيف‌ترين تحقير را باوامر عرفى مبذول دارد . در نتيجهء فشار و دهشتى كه چندين قرن است در عادات و اخلاق مردم ريشه دوانيده دو نفر زن و شوهر ولو آنكه ثالثى هم وجود نداشته باشد جرأت برزبان آوردن نام امير را ندارند مگر آنكه طبق دستور معمول عبارت : « خدا صد و بيست سال عمر به او كرامت كند » را دنبال آن بياورند . همچنين بايد دانست كه طبقات پائين‌تر ابدا نسبت برئيس مملكت حسادت نميورزند زيرا تفننهاى او را لازم مقام سلطنت ميدانند و براى آنها ايجاد تعجب نميكند . امير نصر اللّه پدر پادشاه فعلى در چند سال اخير عمر خود منتهاى هرزگى و عياشى را به عمل آورد و در عين اينكه با كمال وقاحت شرافت زيردستان خود را پايمال مىكرد و خود سرمشق بداخلاقى براى همه بود معذلك كسانى را كه نظير همان اعمال را مرتكب ميشدند بوسيلهء مرگ بمجازات ميرسانيد « 1 » كمتر خانواده‌اى بود كه از اعمال پليد او مصون مانده باشد معذلك يكنفر هم جرأت كوچكترين ايراد و سرزنش را نداشت . خوشبختانه مظفر الدين خان امير فعلى كاملا بر خلاف پدر خود مىباشد . و اگرچه در حفظ آداب مذهب و اخلاق بسيار
هامش
( 1 ) - راجع بتاريخ سلطنت نصراله ( كتاب ) مسافرتها و سرگذشتهاى دكتر ولف فصل 34 صفحهء 502 چاپ سال 1861 مراجعه شود . ( يادداشت مترجم )