سختگير مىباشد ولى لا اقل هيچ جنايتى را به او نسبت نميتوان داد و سر اين تجليل و احترامى كه از طرف زيردستان نسبت به او عمل ميآيد همين است .
من امير را در سمرقند ملاقات كردهام و بعدا بشرح آن خواهم پرداخت .
سن او چهل و دو سال است و قامتى متوسط و ظاهرا تمايل به چاقى دارد . چشمهايش مشگى و قشنگ و ريشهايش تنك و رويهمرفته قيافهاش بسيار دلپسند مىباشد . قبل از آنكه به تخت سلطنت جلوس كند مدت يك سال در « قارشى » ( نخشب ) و هجده سال در « قرمينه » ( يا ميان كال ) حكومت ميكرده است . طبيعت ملايم و مهربانش او را مقبول عامه ساخته و چون كاملا از سياست پدر متابعت ميكرد و بعلاوه شخصا هم ملاى مسلمان و تربيت شده و مقدسى بود لذا خود را دشمن سرسخت هرگونه تجدد خواهى ولو هر اندازه هم ضرورى باشد قلمداد كرده بود . وقتى زمام قدرت را در دست گرفت سجع مهر معنىدارى به اين مضمون : « حكومت باعدالت « 1 » » براى خود ترتيب داد و تاكنون هم به مفهوم آن وفادار مانده است و هزاران شايعهاى كه درين باب در جريان است انسان را وادار بقبول آن مىكند و خود او هم سعى دارد زندگانيش را با اين شايعات وفق دهد . البته اگر بخواهيم موضوع را از نقطه نظر اروپائى نگاه كنيم به اين شدت عمل امير نميتوان نام عدالت داد . زيرا مهتر يعنى دوم شخصيت مملكت را به علت اينكه يك نگاه مشكوك به يكى از كنيزان او انداخته است بدست جلاد سپرده « 2 » بود . همچنين جنگ خقند را هم از طرف شاهزادهاى كه كلمهء عدالت را شعار خود قرار داده نميتوان عمل شايستهاى دانست . ولى آنچه در جاى ديگر شدت عمل محسوب مىشود براى يك خان بخارا قابل عفو و اغماض مىباشد . نسبت به بزرگان دربارش خيلى سختگيرى مىكند و اتفاقا اغلب آنها استحقاق اين نوع
هامش
( 1 ) - الحكم بالعدل .
( 2 ) - درهرحال گزارش رسمى بدينقرار بود .