داد آن را خراب كنند و چون خرابههاى آن هم تا حدى جلال و شكوه خود را حفظ كرده بود دستور داد آن را با خاك يكسان كرده هم سطح زمين بنمايند و تنها چوببندى آن را به مبلغ دويست تيلا به يكنفر نانوا فروختند و اين عمل براى آنهائيكه شيفتهء جلال و هزينهء هنگفت آن ساختمان شده بودند در واقع تودهنى تمسخرآميز و محكمى محسوب ميشد . امير كه دربارهء خودش با عقل و منطق رفتار ميكرد بسيارى از آثار تجدد را در دستگاه خود وارد كرده بود مثلا تا آن حد كه من اطلاع دارم ، در حدود نيمى از لباسهاى مخصوص بخدمهء دربارى را كه اين مسافر روسى يعنى مسيو « خانيكف » « 1 » در دربار « نصر اللّه » ديده و شرح دقيق آن را هم ذكر كرده است فعلا در تصرف دارد .
مظفر الدين خان كه سخت پابند آداب مذهبى مىباشد چهار زن عقدى و در حدود بيست خادمهء زرخريد در حرم خود دارد . عقديها در بخارا متولد گرديده ولى بقيه از ميان بردگان انتخاب شدهاند و از قراريكه جدا به من اطلاع دادهاند وظيفهء اينها فقط مواظبت از بچههاى او مىباشد كه عدهء آنها بالغ بر شانزده يعنى ده دختر ( ببخشيد بايد ده شاهزاده خانم گفته باشم ) و شش پسر يا « توره » مىباشد . دو دختر ارشد زوجهء حكمران « سرپل » و « آخچه » هستند ولى چون اين دو شهر به تصرف افغانها درآمده است دامادهاى امير كه در حقيقت پادشاه بىتاج و تخت « 2 » هستند مهمان پدرزن خود ميباشند . نظارت عاليه حرمسرا بعهدهء مادر شاه كه سابقا جزء اسراء ايرانى بوده ( اهل قدمگاه نزديك مشهد است ) و مادر بزرگش « حكيم آئيم » مىباشد . اين دو نفر نظم كاملى در حرمسرا برقرار كردهاند بطوريكه شهرت عفت و عصمت آن در همهجا ورد زبان مىباشد . ورود به حرمسرا براى اشخاص غير روحانى به كلى قدغن و مجازات آن اعدام است . هرگونه نگاه و خيالى هم كه نسبت
هامش
( 1 ) -Khanikoff( 2 ) - اين اصطلاح مألوف را با اينكه كاملا صحيح نيست همانطور كه در نسخهء اصل هم بفرانسه نوشته شده درينجا به حال خود باقى ميگذاريم . ( يادداشت مترجم )