پشتپا بشهوات انسانى زده و پيروى از ضرب المثل عربى بنمايند كه ميگويد : دنيا جز قبايح و پليدى چيز ديگر نيست و هركس به آن علاقمند شود حكم سگ را دارد . « 1 » ولى وقتى خوب دقيق شويد ملاحظه ميكنيد كه غالب آنها از شدت تفكر بخواب رفتهاند . با اينحال و باوجود اينكه همهء آنها مانند عدهاى سگ از شكار برگشته مشغول خروخر ميباشند معذلك بايد مواظب باشيد كلمهاى كه دلالت بر كوچكترين سرزنش بكند از دهانتان خارج نشود زيرا بطور قطع جواب شما را خواهند داد :
« اين اشخاص بقدرى در راه ايمان پيشرفت كردهاند كه حتى در حال خرخر كردن هم بفكر خدا و زندگى جاويدان ميباشند » در بخارا معمولا بحفظ ظاهر اكتفا ميكنند .
هر شهرى يكنفر « رئيس » « 2 » دارد كه شلاق چند رشتهاى در دست گرفته خيابانها و ميدانهاى عمومى را سركشى مىنمايد و از عابرين راجع بدستورهاى اسلامى سئوالات مىكند و حتى اگر با پيرمرد ريش خاكسترىاى هم مصادف شود كه از قواعد مذهبى اصلا اطلاع نداشته باشد براى مدت هشت تا پانزده روز او را بمدرسه ميفرستد .
گاهى هم موقع فرارسيدن نماز مردم را با ضرب شلاق بمساجد ميفرستد . ولى ازين گذشته ديگر احدى بفكر اين نيست كه آن شاگرد چيزى هم ياد ميگيرد يا آنكه در سر درس بخواب ميرود و يا اينكه آن مقدسنماها عوض اينكه در مسجد به ترتيب نماز بخوانند بفكر امور دنيوى خود هستند و مخصوصا از اينكه آنها را بىموقع از كاروكاسبى بازداشتهاند ناراضى هم ميباشند . دولت فقط متوقع اطاعت ظاهرى است و امور داخلى اشخاص را مربوط به خدا ميداند
حاجت بتذكر نيست كه مذهب به مفهومى كه درينجا درك ميكنند چه از لحاظ ملت و چه از نظر دولت داراى نفوذ فوق العادهاى مىباشد . خون ايرانى كه در
هامش
( 1 ) - الدنيا جيفة و طالبها كلاب .
( 2 ) - نگهبان مذهب .