رفتار را هم دارند ولى درعين اينكه براى كوچكترين اهانت آنها را بمرگ محكوم مىكند در مجازات اشخاص بدبخت خيلى افراط بخرج نميدهد . مردم اين تضاد را خيلى مىپسندند و به همين جهت لقب ارزندهاى هم به او داده و او را « كشندهء فيل و حامى موش « 1 » » ميخوانند . زحماتى كه امير براى جلوگيرى از اشاعهء تجمل در كشور خود ميكشد ، قابل توجه مىباشد . با هرچه كه بهسادگى و اعتدال زندگى فعلى زير دستانش زيان مىرساند جدا مخالفت مىكند و اين كاملا به نفع و سعادت خود آنها تمام مىشود . ورود كوچكترين چيز زائد و مخصوصا كالاهاى پرقيمت به هيچ عنوان مجاز نميباشد . قوانين مالى وجود دارد كه به كار بردن هر نوع تجمل را در مسكن و لباس محدود مىكند . و هركس نقض قانون كند ، بدون مراعات شخصيت و مرتبه ، بمجازات مقرر ميرسد . شاهرخ خان فرماندهء كل قوا يا « سردار كل » امير كه از نوادههاى صلبى خانوادهء سلطنتى فعلى ايران ( قاجاريه ) مىباشد . پس از آنكه از حكومت استراباد دست كشيده به بخارا پناهنده شد ، مدت چندين سال باعزت و احترامى كه درخور اصل و نسبش بود درينجا زندگى ميكرد . ولى چون ميخواست برسم كشور خود رفتار كند با هزينهء بسيار خانهاى مانند خانههاى تهران يعنى دو طبقه بنا كرد و از جملهء لوازم فرعى غيرعادى پنجرههاى شيشهاى درين عمارت به كار نبرد و گويا رويهمرفته اين بنا پانزده هزار تيلا « 2 » كه درنظر بخارائيها مبلغ گزافى است تمام شد . و ارتفاع آن باندازهاى بود كه قصر امير را تحت الشعاع قرار ميداد .
امير كه از ابتدا از جزئيات كار اطلاع داشت صبر كرد تا آن ساختمان به پايان رسيد . و پس از آنكه شاهرخ خان ناگهان به اتهام ارتكاب بعضى كارهاى خلاف شرع ، اول محبوس و بعد هم تبعيد شد ، طبعا خانهاش توقيف و به تصرف امير درآمد . پيشنهاد كردند خانه را بمبلغى زائد بر آنچه تمام شده بود بخرند . ولى خير . امير امر
هامش
( 1 ) - « فيل كش و موش پرور » .
( 2 ) - يك تيلا برابر با سيزده فرانك و چند سانتيم است .