متوالى در بدن شخص واحد بروز مينمايد ولو آنكه مريضى در فاصلهء اين دو سال تغيير آبوهوا هم داده باشد . عين اين اتفاق براى دكتر « ولف » كه مسافرتهاى او بآسياى ميانه مشهور است دست داد و چنين خاطرهء نامطبوعى را همراه خود بسوغات آورد .
تازه وقتى بانگلستان رسيد اثر اين حشرهء نفرتانگيز ظاهر شد و « سر بنژامن برودى » « 1 » كه بمنزلهء « دوپوىترن « 2 » » انگليس است براى بيرون آوردن آن همان دستور سادهء سلمانيهاى شرق را به كار برد آبوهواى نفرتانگيز و مخصوصا جنس بد آبهاى بخارا باعث ناخوشيهاى زنندهء ديگرى هم مىباشد . مخصوصا زنهاى آنجا كه نسبتا سبزهء خوشگلى هم هستند مبتلا بزخمهائى ميشوند كه جاى آن در صورتشان باقى ميماند و بزيبائى آنها سخت لطمه وارد ميسازد . شايد هم علت آن اين باشد كه معمولا هميشه خانهنشين هستند و كمتر حركت ميكنند . آب بخارا از رود زرافشان « 3 » ( تقسيم كنندهء طلا ) تأمين مىشود . اين رودخانه كه به سمت شمال شرقى جريان دارد و در بستر آن همه نوع مواد ناسالم انباشته مىشود به زحمت كفاف احتياجات شهر را ميدهد . بعلاوه آب آن با فاصلههاى معين داخل شهر مىشود و بسته بترقى و تنزل سطح آن گاهى هشت و گاهى چهارده روز طول ميكشد . هردفعه كه آب از دروازهء مزار وارد مىشود با آنكه نسبتا گلآلود است معذلك باعث خشنودى اهالى ميگردد . همه از پير و جوان با كمال اشتياق خود را براى غسل كردن در نهرها و آبانبارها پرتاب ميكنند . پس از آن اسبها و گاوها و خرها را شستوشو ميدهند و وقتى سگها هم كه هميشه نوبتشان بعد از همه است تر و تازه شدند ديگر نزديك شدن به آب ممنوع ميگردد تا سر فرصت تهنشين شده صاف و تميز بشود . شايد تصور
هامش
( 1 ) -Sir Benjamin Brodie( 2 ) -Dupuytrenجراح فرانسوى .
( 3 ) - دكتر ولف اين رودخانه را « وافقان » هم مينامد ، علاوه برين با مسيو وامبرى در معنى كلمهء « الامان » هم اختلاف دارد و عقيده ميداشت كه اين كلمه به خود راهزنان تعلق ميگيرد نه به عمل غارت و چپاول آنها .