يا عمله يا نوكر باشند ، عمامهء سفيد يا آبى بر سر ميگذارند . بعد از آن قيافهء تاتار از ديگران فراوانتر است و انواع آن از ازبك كه خونش مكرر با ديگران مخلوط شده است گرفته تا قيرقيز كه حالت وحشى نژاد خود را با كمال علاقه حفظ كرده از برابر ما عبور ميكردند . براى تشخيص قيرقيزها حتما لازم نيست كه انسان بصورتشان نگاه بكند بلكه تنها از همان روش محكم و متين آنها ميتوان پىبرد كه با تورانى و ايرانى تفاوت دارند . كموبيش هندى ( كه درينجا « مولتانى » ناميده ميشوند ) و تعداد كمى هم يهودى به چشم مىخورد كه با دو نژاد اصلى آسيا مخلوط شدهاند .
براى اينكه با سايرين اشتباه نشوند هر دوى اينها كمربندى از طناب بدور خود پيچيده و شب كلاه « 1 » لهستانى بر سر دارند . عنصر هندى با علامت قرمزى كه در پيشانى دارد و صورت زرد رنگ زنندهاش ميتواند در مزارع برنجكارى جهة رم دادن كلاغها جاى مترسك را بگيرد . ولى برعكس يهودى بخارا با قيافهء نجيب و موزون و چشمهاى براق ميتواند براى مشكل پسندترين نقاشان ما سرمشق مطلوبى باشد . تركمنها را هم از تند و تيزى چشمان و جسارتشان ميتوان شناخت و شايد در همان لحظه كه نگاهشان ميكنيد مشغول محاسبهء اموال غارتىاى هستند كه در اثر يكى از « الامان » ها بچنگ آورده و در مغازه براى معامله عرضه كردهاند . تعداد كمى هم افغانى ديده مىشود . طبقات پست ، زلفهاى شانه نخوردهء خود را روى پيراهن بلند ناپاكشان افشان كرده و پارچهاى مانند شنل رومىها روى شانه گستردهاند .
معذلك بيشتر شباهت به اشخاص بيچارهاى دارند كه در اثر حريق به خيابان پناه برده و مجال لباس پوشيدن پيدا نكردهاند .
هامش
( 1 ) - اين « علامت تفريقيه » است كه مطابق دستور قرآن هر فرد غير مسلم بايد داشته باشد تا قاعدهء « سلام عليكم » ( صلح با شما باشد ) بيهوده هدر نرود .