بناى وسيع مربع شكل دستكم شامل چهل و هشت حجرهء همسطح زمين و يك حياط مشجر با درختهاى زيبا بود . خليفهء فعلى نوادهء خليفه حسين بود كه به زهد و تقوى شهرت فراوان داشت و تكيه هم به اسم او ناميده شده است . علت اينكه مردم عموما براى اين خانواده احترام زياد قائلند اين است كه نوادهء حسين درعينحال هم امام و هم خطيب امير مىباشد و من از داشتن چنين ميزبانى كه داراى چنين مقام رسمى است برخود ميباليدم . حاجى صالح كه از مريدان آن مرد متقى بشمار ميآيد و از همان ابتدا بعنوان اهل بيت به او نگاه ميكردند راهنمائى مرا به نزد او عهدهدار شد . آن ملاى محترم كه سر و وضع آراسته و ظاهر بسيار مطبوعى داشت و عمامهء سفيد و لباس تابستانى ابريشمى ظريف بر اندامش خيلى برازنده بود مرا از روى صميميت پذيرفت ، پس از نيمساعت صحبت كه با كمال لطافت و طمطراق به عمل آمد اين فرد نجيب كه معلوم بود از صحبت من بسيار رضايت حاصل كرده از اينكه بواسطهء غيبت « با دولت « 1 » » ( اعليحضرت امير ) نميتواند بلافاصله مرا به دربار معرفى كند اظهار تأسف نمود .
حجرهاى كه براى من معين كرد ما بين حجرهء يك ملاى بسيار عالم و حجرهء حاجى صالح واقع بود و به همين جهت خيلى موردنظر بود . از اين گذشته تمام آن مؤسسه مملو از اشخاص شهير و معتبر بود . بدون تعمد در بخارا با عمدهترين مركز تعصب اسلامى مصادف شده بودم . با قبول روحيهاى كه در آنجا حكمفرما بود و نظر به برخوردى كه با آن اشخاص داشتم از سوء ظنهاى رسمى و آزارهاى ادارى درين جا از هر جاى ديگر مصونتر بودم . مخبر ورود مرا بعنوان يك واقعهء قابل توجه اعلام كرده بود و رحمت بىافسر عمدهء امير ، كه در تمام مدتى كه آقايش به خقند اردوكشى كرده و غايب بود مأموريت داشت بخارا را اداره كند همان روز امر داده
هامش
( 1 ) - عين عبارت متن يعنى صاحب مال و اقبال .