است معاوضه مىكند از خوشحالى مانند اسب شيهه ميكشد و همانطور كه پاريس يا لندن درنظر عقبماندهترين اهالى ولايات اروپا فوق العاده جلوه مىكند بخارا هم براى اين گونه اشخاص همان مقام را دارد .
پس از آنكه مدتى پرسه زديم از حاجى صالح خواهش كردم مرا به محلى هدايت كند كه بتوانم يك لحظه استراحت كرده و خنك بشوم . از قبول اين تقاضا امتناع نكرد و پس از آنكه از « تيمچهء چاى فروشى « 1 » » ( بازار چاى ) عبور كرديم باتفاق به « لب حوض ديوانبيگى » « 2 » ( كنار استخر ديوانبيگى ) رفتيم .
براى شهرى مانند بخارا اين محل اجتماع كه شهرت تام دارد نسبتا خالى از تعريف نيست . اين مكانى است تقريبا به شكل مربع كه در وسط آن استخر عميقى به طول صد و عرض هشتاد پا كندهاند . اطراف آن هشت رديف پله از سنگهاى مكعب تا لب آب ساخته شده است . چند درخت نارون جوان تكتك در كنار استخر سربرافراشته و « دكان چاى فروشى » كه هركس از مراجعهء به آن ناگزير مىباشد در پناه آن قرار گرفته است . سماورهاى ( ظروف مخصوص براى جوش آوردن آب ) متعلق به اين دكان شباهت كامل به چليكهاى بزرگ آبجو را دارد و آنها را در روسيه مخصوص مصرف بخارا ميسازند و گنجايش آن باندازهايست كه بهر تازه واردى يك فنجان چاى سبز اعلى داده شود . در سه طرف اين محوطه در زير يك سايهبان حصيرى تعداد زيادى دكههاى متحرك برپا شده كه نان و ميوه و مربا و گوشت گرم و سرد ميفروشند . مردم گرسنه كه صدائى مانند وزوز زنبور عسل از خود خارج مىسازند به اين دكهها هجوم آورده منظرهء شگفتانگيزى براى ما بوجود ميآورند . در سمت مغرب در چهارمين ضلع اين متوازى الاضلاع ، سطحى به شكل مهتابى وجود دارد كه بعبارتى سكوى مسجد ديوانبيگى محسوب مىشود .
هامش
( 1 و 2 ) - عين عبارت متن .