تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧

فصل دهم بخارا - تكيه يا مدرسهء بزرگ طلاب‌نشين اسلام - رحمت‌بى - بازارها با مردم ملل متنوع - مغازهء لباس فروشى و قهوه‌خانه

و نقال‌ها و هنرپيشگان در هواى آزاد - بهاء الدين - بيگارى شيخ - جاسوسهاى رحمت‌بى - يك آزمايش باشكوه - كتاب‌ها و نسخ خطى - ريگستان و قصر امير - شانزده قسم چاى - آشپزى تاتار - رشته يا كرم مدينه - پرهيز آب - تقدس بخارائيها - امير مظفر الدين - حرمسراى باصرفه - بازار برده فروشى - امتياز بنى اسرائيل - نقشهء مراجعت - مقبرهء بهاء الدين . در ميان كشورهاى پهناور روى زمين ، براى زندگانى انسان بازارهائى است . در آنجا گردنهايشان با زنجير بسته شده و مچهايشان از دست بند آماس كرده است . لاشه‌هائى وجود دارد كه لاشخورها در صحرا آنها را طعمهء خود كرده‌اند و قتلهائى واقع شده كه وحشتش كودكان دبستان را از بازى باز ميدارد . « اشعار لونگ فلو « 1 » » (
Longfellow's poems .
) راه ما به دروازهء امام كه در سمت مغرب مىباشد منتهى ميشد ولى ما از آن عبور نكرديم زيرا تكيهء ما در شمال شرقى واقع بود و براى رسيدن به آن ناچار بوديم از ميان جمعيت انبوه بازار بگذريم . لذا ترجيح داديم از كنار حصار شهر كمى دور بزنيم . در خيلى از نقاط با خرابيهاى عمده مواجه شديم . وقتى از دروازهء مزار وارد شديم خيلى زود به تكيه يا ديرى كه براى اقامت ما تعيين شده بود رسيديم . اين
هامش
( 1 ) - اين قسمت در متن به انگليسى نوشته شده .