بود در مورد من از حاجىها استنطاق كامل به عمل آيد . ولى اقتدار امير تا آستان تكيه بيشتر نافذ نبود و بطريق اولى به دستورهاى جانشين او راجع به اين بازجوئى وقعى نميگذاشتند به حدى كه حتى لازم ندانستند درين خصوص با من صحبت كنند .
رفقاى نازنينم به مأمورين بازجوئى كشورى فقط جواب داده بودند كه حاجى رشيد نه تنها مسلمان پاكى است بلكه ملاى بسيار عالمى هم مىباشد و كوچكترين سوءظن نسبت به او در حكم معاصى كبيره بشمار ميرود . درعينحال براى طرز رفتار من هم نقشهاى ترتيب دادند و من موفقيت خود را از اينكه توانستم از بخارا صحيح و سالم و بدون برخورد با حادثه بيرون بروم فقط مديون نصايح ذيقيمت آنها ميدانم . حقيقتا هم بدون آنكه بخواهم عاقبت غمانگيز مسافرين سلف خود را كه به اين پايتخت آمده بودند يادآور شوم ، چنين مشاهده كردم كه درين كشور بزرگترين مخاطرات نه تنها براى اروپائيها بلكه براى تمام خارجيها از هرنژاد وجود دارد زيرا حكومت براى كشف عمل شهوترانى و تمايلات بد ، دستگاه جاسوسى خود را تكميل كرده است اتفاقا ارباب و رعيت در فساد و تباهى اخلاق دستكمى از هم ندارند .
روز بعد از ورود باتفاق حاجى صالح و چهار نفر ديگر از همقطارها براى بازرسى از بازارهاى پايتخت بيرون رفتيم . « بخاراى شريف » از حيث نامرتب بودن كوچه و خيابان و خرابى عمارات از كوچكترين قصبات ايرانهم پستتر است .
قشر ضخيمى از گرد و خاك منظرهء شهر را به صورت فلاكتبارى درآورده است ، معذلك وقتى براى اولينبار اينهمه جمعيت را در بازار بزرگ آن ديدم بسيار تعجب كردم .
بازارهاى بخارا جلوه و شكوه بازارهاى تهران و اصفهان و تبريز را ندارد ، با اينهمه بواسطهء تنوع نژادها و لباسهائى كه به چشم مىخورد به نظر يكنفر خارجى بسيار جالب ميآيد . در ميان جمعيت متحرك شهر انسان به نوع ايرانى از همه بيشتر مصادف مىشود : سرهاى آنها ظريف و برحسب اينكه اصيل به دنيا آمده يا ملا يا كاسب
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 229
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٢٢٩