مسافرين بعدى رويهم ميچينند .
حاجت بذكر نيست كه مورد تعقيب قرار نگرفتيم زيرا خود تركمنها هم احتياط ميكنند درين گونه واديهاى خاموشى سواره قدم بگذارند و من تصور نمى كنم اقلا در دنيا احدى به اين بىباكى وجود داشته باشد . باقى ميماند بدانيم كه آيا عناصر لجام گسيختهء طبيعت سد راه ما خواهند شد يا نه زيرا خونسردى جبلى شرقىها هرقدر هم تزلزل ناپذير باشد بنظرم در مقابل اين گونه پيشبينىها ضعيف مىشود . شايد هم اين تصورى بيش نبود ولى على اى حال خيال ميكنم در نگاههاى غمانگيزى كه همقطارها در ضمن طى طريق بهم ميانداختند اضطراب عميقى وجود داشت .
طبق برنامهء كاروانباشى از تونوكلو تا بخارا رويهم شش روز راه بود كه نصف آن از روى شن و بقيه در زمين سفت و هموار عبور ميكرد و كمى علف به چشم مىخورد و بعضى از چوپانها گلهء خود را به آنجا ميآوردند . در نتيجه پس از امتحان مشگها حساب كرديم كه اگر آب كسر بياوريم منتها در مدت يك روز و نيم خواهد بود ولى من در اولين منزل فهميدم كه ممكن است پيشبينىهاى ما صحيح نباشد در نتيجهء شدت تابش آفتاب و بخصوص در اثر سرعت تبخير يا بهر دليل مشابه ديگر و باوجوداينكه منتهاى امساك را هم ميكرديم معذلك اين مايع قيمتى با سرعت عجيبى روبه نقصان ميگذاشت .
كشف اين مطلب باعث شد كه مراقبت خود را نسبت به حفظ ذخيرهام دو برابر كنم . ساير مسافرين هم كه از موضوع مطلع بودند مانند من رفتار ميكردند و با وجود نگرانيهائى كه داشتيم گاهى اتفاق مىافتاد كه از ديدن بعضى رفقا كه دست خود را با ملاطفت حمايل گردن مشگهاى آبشان كرده و بخواب رفته بودند نميتوانستيم از خنده خوددارى كنيم . باوجود گرمائى كه قادر بود همهچيز را آب
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٢١٥