زيرا فقط در چند مورد او را در منزل على پاشا كه فعلا وزير امور خارجه است ديده بودم .
با خود ميگفتم اين شخص چه بخواهد و چه نخواهد يكى از آشنايان قديم من خواهد بود زيرا استانبول را ميشناسد و زبان آنجا را ميداند و بزندگى آنجا آشناست و به حال اشخاص برجستهء آنجا وقوف دارد و چون من نقش يكنفر استانبولى محيل را بازى خواهم كرد سفير سابق خيوه نه شخصيت مرا انكار مىكند و نه از مساعدت به نقشههايم امتناع خواهد ورزيد .
در آستان دروازههاى شهر عدهء زيادى از مؤمنين خيوه به جانب ما آمدند و بدون آنكه از شتر پياده شويم مقدارى نان و ميوهء خشك بما تعارف كردند . مدتها بود كه عدهاى به اين زيادى از زوار در شهرها ديده نشده بود به همين جهت وجود ما باعث تعجب عموم گرديد و فريادهاى هلهله و شادى از هر طرف بگوشمان ميرسيد . امان اسن گلدين گيز ( خوشآمديد ) هاشاه بازيم « 1 » ، ها اصلانيم ! ( آهاى عقاب من ! آهاى شير من ! ) وقتى داخل بازار شديم حاجى بلال يكى از چاوشىهاى موسوم به تلقين را سرداد . صداى من از همه رساتر بود و هيجان من موقعى صورت واقع به خود گرفت كه اطرافيان ما بهسمت من هجوم آوردند براى اينكه دست و پا و حتى كهنه پارههائى را كه اطرافم آويزان بود ببوسند . برسم محل در كاروانسرا پياده شديم . اين محل هم مسافرخانه و هم ادارهء گمرك و هم انبار كالا محسوب مىشود و در آنجا اعم از مسافر يا مال التجاره تحت بازرسى سخت قرار ميگيرد . طبيعى است شهادت رؤساى كاروان مخصوصا درين بازجوئى نقش مهمى را بازى مىكند . وظيفهء مدير كل گمركات را در خيوه شخصى كه داراى سمت « محرم عمده » ( پيشخدمت و طرف اعتماد شاهزاده ) مىباشد انجام ميدهد . هنوز اين مأمور دولت سئوالات معمولى را از كاروانباشى
هامش
( 1 ) - در متن همينطور نوشته شده .