تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
از چشمه‌هاى اطراف در مقابل ارواح خبيثه كه با انداختن سنگ ميخواستند آنها را پركنند ، دفاع ميكرده است . در اطراف اين مزار قبور كم اهميت‌ترى هم يافت مىشود كه آخرين آرامگاه مسافرين بدبختى است كه در نقاط مختلف صحرا در نتيجهء تاخت‌وتاز راهزنان يا عناصر لجام گسيختهء طبيعت ، از پا درآمده‌اند . وقتى فهميدم چشمه‌هاى مورد بحث كه تحت حمايت آن بزرگوار قرار داشته ، هنوز هم موجود مىباشد بسيار خوشحال شدم زيرا اميد داشتم بتوانم آبى بدست آورده عطش خود را رفع كنم و بقدرى عجله كردم كه قبل از همه به آن نقطهء موعود رسيدم . چيزى كه ابتدا بنظرم رسيد شبيه به يك مرداب قهوه‌اى رنگى بود . دستهايم را در آن فرو بردم و احساس كردم كه پر از يخ شده است ولى همين كه آن مايع را بلب نزديك كردم عذاب حقيقى شروع شد زيرا آب به اين خنكى بقدرى تلخ و شور و بدبو و زننده بود كه حتى يكقطرهء آن را هم نميشد فرو برد و احساس كردم كه يأس سراپاى وجودم را گرفته و اين اولين مرتبه بود كه راجع بموقعيت خود دچار ترديد گرديدم .