تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
ولى معذلك تذكر داد كه حتى المقدور چه در موقع روز و چه شب هنگام از بلند حرف زدن خوددارى كنيم و از كوچكترين سروصدا اجتناب نمائيم و ازين لحظه ببعد نان خود را قبل از غروب آفتاب بپزيم و بهيچوجه در موقع شب آتش روشن نكنيم كه باعث جلب‌نظر دشمنان احتمالى كه هميشه در كمين هستند بشود و در موقع نماز از امان جيليك و قدرت بىپايانش استمداد نمائيم و هرگاه ساعت خطر فرارسد مانند زنها رفتار نكنيم . چند قبضه شمشير و يك نيزه و دو تفنگ بين ما تقسيم كردند ، اطمينانى كه بشجاعت من داشتند باعث شد كه يك سلاح آتشى و لوازم آن را به من بدهند ولى اقرار ميكنم كه تمام اين تداركات چيزى بر جرأت ما نيفزود . وقتى از بالكانها خارج شديم با وجود آنكه سعى داشتند موضوع را از ما مخفى نگاه بدارند معذلك بوسيلهء قطب‌نما پىبردم كه بلاشك جادهء وسط را پيش گرفته‌ايم . در قران طاقى بما اطلاع داده بودند كه يك دستهء پنجاه نفرى راهزنان ايل تكه در حول‌وحوش كوهها رفت‌وآمد دارند ولى كاروانباشى ازين اطلاع فقط اين استفاده را كرد كه از حوالى چاهها و توقفگاه موسوم به جناق كويوسو عبور نكند آن هم براى اينكه آبشان بقدرى شور است كه هيچ شترى تا سه روز تشنگى نكشيده باشد حاضر نيست لب از آن تر كند . تقريبا نيمهء شب بود كه بفاصلهء دو ميل از نقطهء حركتمان دريك سراشيبى خيلى تند بما فهماندند كه بايد همگى پياده شويم زيرا به دودن ( اسمى است كه صحرانشينان بومى به بستر قديم جيحون داده‌اند ) رسيده بوديم و طوفانها و بارانهاى زمستان اخير حتى آخرين اثر جاده را كه تا سال قبل به آسانى ميشد تشخيص داد از بين برده بود . ما از آن بستر كه تا نيمه پر شده بود براى رسيدن به‌سمت مقابل بطور مورب عبور كرديم و اين ساحل رودخانه شيبش از اولى خيلى تندتر بود . تازه نزديك طلوع آفتاب باخستگى بسيار به بالاى دشت رسيديم . ايلات خانه‌بدوش تركستان هرطور بتوانند در داستانهاى افسانه‌وار خود
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 147 | آرمينيوس وامبرى / فتحعلى خواجه نوريان