تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
آنها تقريبا در يك سطح واقع است و فضاى خالى قابل ذكرى بين آنها به نظر نميآيد . شايد اين كوهها مانند كوههاى ايران بىآب و علف و خشك نباشد زيرا جسته گريخته چمنزارهائى از دور به چشم مىخورد و رويهمرفته رنگ آن سبز متمايل بآبى درنظر جلوه مىكند . ارتفاع قلل آن تا آنجا كه چشم تشخيص ميدهد ، در حدود سه هزار پا مىباشد . آن روز و فرداى آن ( 21 مه ) پيوسته از كنار اين كوهها عبور ميكرديم . نزديك شب قافله بپاى يك بلندى رسيد كه بالكان بزرگ آن را ايجاد كرده بود . من از نزديك فقط قسمت كمى از آن را ديدم ولى به همين يك نظر صحت وجه تسميهء آن برايم روشن شد . ظاهرا اين كوه فضاى بيشترى را اشغال كرده و قلل آن هم مرتفع‌تر از ديگرى است . جلو ما رشته‌اى بود كه از تنهء اصلى به سمت مشرق امتداد داشت اما خود بالكان بزرگ كه تا درياى خزر ادامه دارد تمايلش به سمت شمال شرقى مىباشد . اگر آنچه را كه در خيوه و بين تركمنها ميگفتند بتوان باور كرد ، درين سلسله كوهها فلزات قيمتى فراوان است ولى اثبات اين حقيقت منوط به تشخيص اشخاص صالحترى مىباشد . رويهمرفته آن نقطه‌اى كه شب اطراق كرديم خالى از لطف نبود مخصوصا موقعى كه آفتاب ميخواست غروب كند و نور خود را بدره‌هاى سبز بالكان كوچك پراكنده بود . افسوس كه روى اين مناظر پرحادثه و اين تصاوير خندان را غبار مرگ پوشانده بود و فكر تنهائى مطلق و فراموشى كامل انسان را ناراحت ميكرد . درين مناطق صحرائى خطر ناامنى هميشه در پيش است و بايد دائم مواظب خود بود . از ديدن هر قيافهء انسانى شخص دچار هراس مىشود زيرا علامت حمله و جنگ مسلحانه مىباشد . هركس در صحرا با انسانى مواجه شود احتمال قوى دارد بيكنفر دشمن برخورد كرده باشد و بايد براى نزاع آماده شود . فرمان حركت وقتى صادر گرديد كه تاريكى داشت زائل ميشد . كاروانباشى تذكر داد كه بمدخل صحراى واقعى رسيده‌ايم . گرچه تجربيات ما را تصديق داشت