تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
منوال است و تو حالا يكى از دشمنانت را خواهى ديد كه به چه خوارى « 1 » و زبونى افتاده است . مجبور شدم خود را خوشحال نشان بدهم درصورتىكه ابدا چنين احساسى به من دست نداده بود . آن بيچاره مسكوى را كه با زنجيرهاى سنگين بسته شده بود آوردند . صورت رنگ‌پريده و قيافهء غمگينش انسان را به رقت ميآورد . معذلك سعى كردم كوچكترين هيجانى از خود بروز ندهم . قچاق‌خان به آن اسير بيچاره گفت . اگر تو اين افندى را در كشور لعنتى خودت ميديدى با او چطور رفتار ميكردى ؟ حالا برو پاهايش را ببوس . بيچاره ميخواست اطاعت كند ولى من ببهانهء اين كه تازه تطهير ( غسل « 2 » ) كرده و نميخواهم بواسطهء تماس با يك بيدين از نو نجس شوم ، با حركت دست او را دور كردم بعلاوه گفتم خيلى ميل دارم هرچه زودتر او را از جلوى چشمم دور كنند براى اينكه از اهل اين كشور بطور خاصى نفرت دارم . به او اشاره كردند دور شود او هم فورا اطاعت كرد ولى در موقع رفتن نگاه معنىدارى به من انداخت . بعدا اطلاع حاصل كردم كه يكى از رفقاى او هم در همانوقت
هامش
( 1 ) - تركمنها و مسلمانان بطور عموم معتقدند كه چهار كتاب مقدس وجود دارد يعنى اسفار پنجگانه و زبور داود و تورات و قرآن بعلاوه معتقدند كه يهوديها دو تا ازين كتابها يعنى اسفار و مزامير داود را در دست دارند درصورتىكه عيسويها فقط به انجيل اعتقاد دارند و هركس به يكى از اين چهار كتاب اعتقاد داشته باشد صاحب كتاب ( تحت اللفظى صاحب كتاب ) ناميده مىشود و هركس اهل كتاب باشد هم خودش و هم اعمال مذهبيش محترم است . بنابراين يكنفر صاحب كتاب نميتواند برده بشود چنان كه يهوديها و مسيحىها هم از بردگى معافند ولى علىرغم اين امتياز كه حتى يهود و نصارا هم از آن برخوردارند تركمنها حاضرند شيعه را به بردگى ببرند زيرا بعقيدهء آنها درست است كه شيعه‌ها پيرو محمد هستند ولى چون خواسته‌اند قرآن را مغشوش كنند لذا مستوجب بردگى ميباشند . همچنين خود را مجاز ميدانند يكنفر روس يا يك نفر مشرك را باسارت ببرند زيرا از روى نادانى مىگويند روسها معتقد به انجيل نيستند و مشركين هم اصلا به هيچ كتابى عقيده ندارند . (Travels and adventures of Dr Wolff . deuxieme edit t . l . p . 52) ( رجوع شود به يادداشت مترجم ) ( 2 ) - در متن همين‌طور نوشته شده :