تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
بلاى تمام خانواده بود و زن دوم قولخان كه اصلا ايرانى و يك موقعى جزو اسراء محسوب ميشد براى اثبات اينكه كاملا و بطور صميمانه طبيعت تركمنها را پيدا كرده بيش از همه او را آزار ميداد . همان موقعى كه در گمش‌تپه بوديم اين مناظر ظالمانه مرا به ستوه آورده بود وقتى فهميدم كه اين اوضاع نسبت به اترك بمنزلهء آخرين سرمنزل تمدن و انسانيت بوده است نميدانيد چه احساساتى به من دست داد ديگر اين چادرها و ساكنينش جز مايه تنفر و انزجار برايم چيز ديگرى نبود با اينكه كاروان كاملا آماده شده بود معذلك اثرى از كاروانباشى پيدا نبود و دائما روابط و دوستىهاى جديد ايجاد ميشد و من در جلساتى حضور داشتم كه صحبت از اين بود كه كاروانباشى رسمى چه راهى را ممكن است انتخاب كند . يك روز كه مشغول بحث درين موضوع بوديم يكى از اهالى اترك خبر خوشى آورد بدين معنى كه ايلات تكه كه براى كاروانهاى راه خيوه مخصوصا ترس‌آور و خطرناك مىباشد پيغام صلح‌خواهى نزد يموت‌ها فرستاده‌اند و آشتى كرده ضمنا تقاضا نموده‌اند كه پس از انجام آن يك قرارداد دفاعى براى حمله به دشمن مشترك يعنى ايرانيها بين خود منعقد سازند . چون بعدا راجع به اين معاهدهء سياسى صحبت خواهم كرد فعلا همينقدر ميگويم كه اين موقعيت فوق العاده بنفع ما بود . براى من توضيح داده بودند كه بين اترك و خيوه سه راه مختلف وجود دارد و انتخاب هريك از اين سه‌راه بسته به اين است كه كاروان چگونه تشكيل شده و مخصوصا عدهء افراد آن چقدر باشد . آن سه‌راه ازين قرار است : 1 - راه اولى در كرانه درياى خزر امتداد دارد و از پشت بالكان عليا در شمال كوهها در مدت دو روز راه‌پيمائى ميگذرد و پس از طى ده منزل به سمت شرق و خيوه مىپيچد . اين راه فقط براى قافله‌هاى كوچك مناسب است زيرا آب خيلى نادر و كمياب است ولى در عوض خطر اينكه قافله مورد حمله قرار گيرد وجود ندارد