تقاضاى وجه بيشترى بكنند ايرانى هر اندازه در منجلاب بدبختى غوطهور باشد باز خصلت حيلهگرى را كه خصيصهء نژادى اوست حفظ مىكند و پيوسته سعى دارد حال و وضع حقيقى خود را از انظار پنهان بدارد در نتيجه به سختترين عذابها خود را دچار ميسازد ولى آنقدر سماجت مىكند تا نزديكانش كه از ناله و زارى او آگاه شدهاند مبلغ درخواست شده را كه معمولا بالاترين وجهى است كه ميتوان از آنها بيرون كشيد بپردازند .
البته شكنجهها تا موقعى كه وجه نرسيده همينطور ادامه دارد . در شق ثانى هردو طرف متضرر ميشوند . آنكه اسيرى را بچنگ آورده بعد از مبالغى خرج كردن تازه بيش از قيمتى كه در بازار بردهفروشان رائج است نميتواند دريافت كند و آن بيچاره ايرانى هم كه مسافت زيادى از زادگاه خود دور شده تقريبا يقين دارد كه ديگر روى وطن را نخواهد ديد . به آسانى ميتوان فهميد كه در اين گونه موارد تجربيات شخصى مانند قولخان چه ارزشى دارد و آن بدبختى كه بايد مورد آزمايش قرار گيرد تا چه حد قابل ترحم است . آخرين قربانى در طرف عصر به او تسليم شد و فرداى همان روز صبح حركت كرديم و قبل از آن اللّه نظر كه هم تركمنى اصيل و هم راهنماى ما بود با حرارت ما را در آغوش كشيد و بقلب خود فشار داد .
آن روز من به هويت آن زنبيل چوبى كه سازوبرگ مرا تشكيل ميداد پى بردم . چند كيسه آرد توازن مرا حفظ ميكرد زيرا هم كجاوهء من حاجى بلال از لذت مشكوك شترسوارى اين دفعه صرفنظر كرده بود . حركت ما كماكان به طرف شمال ادامه داشت و هنوز دو فرسخ بيشتر طى نكرده بوديم كه ناگهان سبزهزار و زمينهاى شورهزار صحرا نمايان شد . بوى تند و منظرهء شوم آن نه به دماغ سازگار بود ، نه به چشم . نمونهء كاملى از صحرا را درين دماغهاى كه قرهسنگر « 1 »
هامش
( 1 ) - در متن اينطور نوشته شده .