گذرانده . كى چاره مىشود . حتى از هندوستان و دولت عراق گندم و جو خريده . گفتند از استراليا و كانادا هم انگليسها وارد مىكنند ، چاره نمىشود . بگوئيم قحطى است دروغ گفتهايم ، همهچيز هست اما گران [ است ] و اين گرانى به دست خودمان صورت گرفته .
علل گرانى
طهران با آنكه از همهجا گندم دولت مىبرد نوشته بودند دو نفر آدم دم دكان نانوائى كشته شده . سقط جنين مكرر بر مكرر واقع مىشود . زخم و زخمكارى كار همه روز است . بيشتر به واسطهء اين است كه از تمام بلاد و غالب دهات مردم به طهران جمع شدهاند . جمع كثيرى هم لهستانى منزل كرده ( لهستانى از پير و جوان ، زن و بچه بسيار وارد كردهاند . در اغلب شهرها مسكن دادهاند . جوانها را تعليمات نظامى داده به سمت مصر و شامات مىبرند . سايرين در ايرانند و متصل آنها را كه به روسيه فرار كرده بودند و آنجا بىآذوقه ماندهاند [ به ] ايران وارد مىكنند . ) اگرچه آذوقهء آنها را دولت انگليس مىدهد باز باعث گرانى شدهاند . بههرحال خداوند خودش رحم كند . تمام روى زمين يا در جنگ است يا مبتلاى درد ندارى . منتهى شدت و ضعف دارد . ايران از غالب ممالك بدتر است ، ماهوت ذرعى پنجاه و شصت تومان است و حال آنكه ، چه در مملكت بود ، چه كارخانههاى داخله تهيه مىكنند و چه وارد مىشود از هند از استراليا و امريكا همه را تجار احتكار كرده [ اند ] تا به قيمت گزاف بفروشند . مملكت بىصاحب ، خرتوىخر [ است ] و سگ صاحب خود را نمىشناسد .
مقدار ضبط محصول
من دو ماه تمام است اينجا هستم . انوشيروان ميرزا ، فرهاد نوهء من ، احمد خان دوست همه زودتر رفتند . من و بهمن ميرزا ، يوسف ميرزا پسر مرحوم افخم الدوله ماندهايم تا كارها انجام بگيرد . اقتصاد « 1 » دست از ما برنمىدارد و محصول امسال ما بقدرى كه تعهد دروغى گرفته [ است ] نمىرسد ، دويست و پنجاه خروار . از يك كوريجان من صد خروار دادهام . چون تخم كم است و رعيت هم گرسنه ، تتمه را بايد به آنها بدهم . چنانچه تا حال شصت خروار خرج رعيت ، چهل خروار بذر با مقدارى جو داده شده ليكن كفايت نمىكند و اقتصاد « 1 » دست بردار نيست تا چه شود . يعنى ندارم فقط دويست و چهارده خروار گندم ، قريب هفتاد خروار جو ضبط خرمن شده . من زيادتر از آنچه دادهام
هامش
( 1 ) - مقصود ادارهء اقتصاد است .