ليكن باسواد است ، اديب است ، فقيه است . پدرش مرحوم آقا سيد عبد الرسول « 1 » يكى از علماى ممتاز گوشهنشين عابد زاهد طهران بود ، رحمة اللّه عليه . ماهى ششصد تومان حقوق وكالت مىگيرد ، آمده همدان سورچرانى كند و براى آتيه تهيهء وكالت . چرا حقوق به او مىدهند معلوم نيست .
حساب و كتاب
در همين سال 1308 شمسى پدرم رحمة اللّه عليه وفات كرد . من از كوريجان به طهران فورا رفتم . از آن تاريخ چون مشغلهام زياد شد به كلى حساب و كتاب را به دست زينب خانم دادم و خودم را خلاص كردم . اشهد باللّه بسيار خوب تا اين وقت از عهده برآمده و به كلى مرا راحت داشته .
امشب در كوريجان ( شب سهشنبه نوزدهم آبان 1321 مطابق غرّهء ذيقعدهء 1361 ) كه دوازده سال و چند ماه از آن تاريخ مىگذرد و اوضاع ايران به اشكال مختلفه صورت گرفت [ مىنويسم ] . بالاخره جنگ متفقين و متحدين به تمام روى كره سرايت كرد طورى كه جنگ بين المللى را تحت الشعاع خود قرار داد .
« سطح زندگى »
شهريور گذشته كه اتفاقا در شهر همدان بودم قضيهء اخراج رضا شاه پهلوى به ميان آمد . تبعيد و پسرش جانشين شد . در بمباران روسها شهر بودم و شب بعدش قشون انگليس وارد همدان شد و تا امروز قشون آنها مملكت ما را اشغال [ كرده است ] و اتحادى هم با ما دارند كه جزو متفقين واقع شدهايم . مقصود « سطح زندگى » بود كه بنويسم در اين دوازده سال چقدر بالا رفته . از قرار حسابى كه شده صد دويست سطح زندگى ايرانى بالا رفته . در صورتى كه در انگليس صد دوازده بالا رفته و از قرار محاسبهء جديد در هيچيك از ممالك خواه آنها كه در جنگند و [ خواه ] آنها كه داخل جنگ نيستند زندگانيشان به اين درجه بالا نرفته و همه را گناه خود ما مىدانند . پارچهء چيت شش تومان ، ماهوت ذرعى يكصد تومان ، كفش هشتاد تومان ، كلاه شصت تومان و قس على هذا همهچيز از خوراكى و پوشاكى . مزدها ، اجرتها بىحساب بالا رفته است . خداوند تفضل كند « 2 » كه تجار و كسبه و يك مشت خدانشناس محتكر عنانگسيخته اين مصيبت
هامش
( 1 ) - سه پسر داشت : اورنگ ، فقيهزاده و على عبد الرسولى ( ا . ا . ) .
( 2 ) - آنچه در اين كتابچه از نرخها نوشته شده تا آخر سال و بهار 1322 مشتى از خروار بود . بقدرى همه -