1 - به سياست دخالت نكرده داخل احزاب نشوند ،
2 - صرفا از يهوديها كارمند مخصوص و مفتش براى خود انتخاب نكنند ،
3 - معاون و كارمندانى كه از امريكا مىآورند فنى و به اطلاع و انتخاب دولت باشد ،
4 - بدون لزوم مسافرت به شهرها نكنند ،
5 - رأيشان قطعى نباشد . اختيار تامه نداشته باشند .
دو كار هم شما بايد بكنيد . مفتش مخفى در كارهاى آنها بگماريد كه اعمال بىرويه و مراودات غيرلازم آنها را گزارش بدهد .
مردم و روزنامهنويسها آنقدر قدردانى و ستايشهاى زايد [ نكنند ] و پيرايه به آنها نبندند كه از زىّ خود تجاوز كنند . به اصطلاح عوام هار شوند ، پروپاچه مثل شوستر بگيرند .
كليتا چون امريكائيها جز در مملكت خودشان كار نكردهاند رسوم و اخلاق ممالك ديگر را مثل انگليسها ، بلژيكيها ، هلنديها نمىدانند . بايد به آنها كمى درس داد تا آگاه و بصير شوند . 25 مهرماه 1321 كوريجان
( پاياننامه به باقر كاظمى )
ماده تاريخ براى پهلوى
سهشنبه 19 آبان 1321 - چند ماده تاريخ :
1 - تاريخ پادشاهى ضحاك ثانوى * از نام او بجوى رضا شاه پهلوى
( 1320 )
2 - تاريخ سرنگون شدن بخت پهلوى * خود نام اوست رضا شاه پهلوى
3 - ماه ششم ز سال سيصد و بيست * ميهن از لطف پهلوى شد نيست
4 - رضا شاه چون بانگ دشمن شنيد * ز افسر گذشت و به اورنگ . . .
اورنگ ( شيخ الملك )
اين شعر « 1 » را براى آقاى اورنگ گفتهاند ( وكيل شوراى ملى ، مبلغ مبرز پهلوى در طهران و شهرهاى ايران ، با اتومبيل شيك و مبلغى حقوق ، او را به منزلهء الوهيت رسانيده بود ) .
حالا هم دو ماه است همدان آمده فضولى مىكند ، نخود همه آش شده كه وكالت آتيهء مجلس را بلكه مسجل كند . حال آنكه نخواهد شد . قراگوزلوها نمىگذارند . اين وكالتش هم حكمى و اجبارى پهلوى بود . بقدرى سخنرانى كرده است كه تمام مردم بيزار شدند .
هامش
( 1 ) - منظور بيت چهارم است كه كلمهء اورنگ در آن آمده است .