تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7900

مساهمون:

ص٧٩٠٠

مقايسهء گرانى

24 آبان 1321 - من سال گرانى گذشته [ كه ] 1337 ق گويا باشد يادم هست . براى عيد از الموت يك خروار گندم به قزوين فرستادم يكصد و سى تومان فروخته بود . تمام لوازم عيد را خريده سى تومان هم برايم فرستاده بود . مقايسه با امروز كنيد كه قحط و مجاعه نيست و آنقدر گران شده . امروز لوازم عيد سهل ، يك مهمانى دو نفرى صد و سى تومان تمام مىشود . حسين رضا مىگفت روز صاحب گاراژ نگذاشت آرد ببريم . چهار ساعت از شب رفته حمل كرد . يك چرخ تا خانهء من دوازده تومان كرايه گرفت .

سالهاى قحطى

من در قحطى 1288 دنيا آمده‌ام . در قحطى ثانى من الموت بودم . طورى آنجا را اداره كردم كه از خود الموتى چند نفرى بيش تلف نشد . برنج تنكابون هم كمك بزرگى بود . امروز هم كه گرانى است باز كوريجان را اميدوارم خوب اداره كنم .

تعهد تحويل گندم

بهمن فريب خورده درو نشده . فقط به تخمين رعايا و فشار ادارهء اقتصاد دويست و پنجاه خروار تعهد داده [ است ] كه ضبط خرمن به اين اندازه نشد . من كه فقط نود خروار دارم و [ بيشتر ] ندارم كه بدهم . گفتند بهمن را حبس مىكنند ، گفتم راضيم بهمن را حبس كنيد تا رعيت من گرسنه بماند يا فرار كند . فعلا ساكت شده‌اند ، باعث زحمت و خسارت من بشوند يا نشوند خدا مىداند .

دو داماد در رأس كار

حرف در اينجاست ، مهذب الدوله كاظمى شوهر عين الملوك وزير دارائى است . حاجى عز الممالك اردلان شوهر روشنك و خواهرزاده [ ام ] اول رئيس كل خواربار بود و بعد معاون وزارت ماليه شد . اين فشار بر من تصور مىكنم براى اين بود كه به مردم بفهمانند ما با يك همچو شخصى اين‌طور فشار مىآوريم ديگر شما جاى خود داريد . من به آنها نوشتم چوب شما را مىخورم با اين حال توقعى ندارم . فوز عظيم دانسته هيچ همراهى نكردند .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7900 | قهرمان ميرزا عين السلطنه