تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7829

مساهمون:

ص٧٨٢٩

داروخانهء ارامنه

من براى عبرت اين زحمت را به خود دادم . يهوديها تمام دواخانه‌ها [ را ] انحصار به خود داده‌اند . ما در طهران به آن جلال دو دواخانه كه فقط بزرگان رجوع مىكنند داريم : يكى پاپاريان ، ديگرى گارنيك كه محل اطمينان هستند . من مزاجم سالم بود مريض نمىشدم . آنچه يادم هست يك‌مرتبه در شهر زنجان 1318 ذات الجنب گرفتم . به خوبى معالجه شدم و در 1307 شمسى نقرس موروثى در من ظاهر شد . فقط همان مرا صدمه مىزد . در سال گذشته درد پا شدت كرد نوبه هم به آن اضافه شد كه نتوانستم اينجا بيايم و چهار ماه بسترى بودم ( فقط به همان درد پا ) . از فروردين به اين طرف گوشم صدائى مىكند مثل آن‌كه گنه‌گنه خورده باشم و گاهى كه سرفهء شديد كنم يا عطسه به قدر يكى دو ثانيه سرم گيج مىخورد . امتحان خون شد چهارده سابقا بود به شانزده رسيده بود . مسهل دادند و بعضى دستورات . هنگام آمدن اينجا چهارده و نيم شد . اما صداى گوش و گيجى سر به همان نحو باقى [ است . ] به حمد اللّه پايم ديگر درد تا حال نگرفت . فعلا حالم خوش نيست ، ضعف دارم ، نشاط ندارم . تمام را فكر مردنم . همه را از گذشته پشيمان [ هستم ] و از خداوند مغفرت مىطلبم و اميد آمرزش .

فرق من و امريكائى

تولد من 10 ذيقعدهء 1288 سال مجاعه ، به حساب شمسى 1250 . مستر پاكار طبيب امريكائى به من مىگفت آنقدر پير نشده‌ايد ( گويا همين باشد ) . من شصت و سه سال شمسى دارم پيرم ؟ گفتم شما با اين هيكل ، با اين قد و قواره و صورت بىچين هرگز به نظر شصت و سه ساله نمىآئيد . خنده كرد . گفتم پرورش شما ، مملكت شما ، تربيت شما ، راحتى شما ، عدالت مملكت شما با ما فرق دارد و البته بايد از من بهتر مانده باشيد كه هزار قسم ناملايمات كشيده [ ام ] و باز هم مىكشم .

زندگى دكتر امريكائى

عمارت و باغ اين دكتر بقدرى مزين ، بقدرى مبلهاى خوب ، بقدرى براى زمستان و تابستان راحت به نظر آمد كه تصور مىكنم كه هيچ‌يك از متمولين شهر همدان يكى از اطاقهاى او را نداشته باشند . پيانو گوشهء اطاق ، گلدانهاى گل روى بخارى و ميز ، مبل اعلى تميز پاك . اين يك نفر دكتر امريكائى است كه در همدان به اين نحو زندگى مىكند . ميل
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7829 | قهرمان ميرزا عين السلطنه