كند نمىآيد . در اين بين پاسبان ديگرى مسلح وارد شد . يقين مرا مىخواهد براى استنطاق ببرد . سر گيجهء من شدت كرد . از پنج تومان هم نمىتوانم صرفنظر كنم . روى صندلى افتاده مشغول كشيدن سيگار شدم تا چه پيش آيد . اين پاسبان هم پس از آنكه بربر مدتى به من نگاه كرد كانه آدم نديده رفت و مشغول كندن لباس براى استحمام شد .
من نفس راحتى كشيده و دود سيگار خود را لولهلوله به فضاى دالان پراكندم . بالاخره شاگرد استاد آمد پول آورد و من به شتاب هرچه تمامتر خانهء سعيد الممالك رفته گفتم ديگر يك دقيقه هم اينجا نمىمانم . من ترسو نيستم ، اما اينجا حكايت شرف و آبرو در كار است . حتى المقدور بايد فرار كرد .
علت توقيف دكتر كردستانى
دكتر سعيد را براى چه دستگير كردند . گفتند آصف اعظم مليونر كردستان كه طهران حكم شده بود توقف كند مرخص شد برود به وطن خود . رفت و مرحوم شد . دكتر به پسرهاى او مراسلهء تسليت نوشته بود . در پستخانه سانسور شد . در آنجا نوشته بود خيلى شكر كنيد كه پدر شما در وطن خود معززا مرد نه در قصر قاجار ( محبس امروز ) .
دستگير شد كه شما چه حق داشتيد توهين . . . « 1 » .
رضا شاه و آصف اعظم
گفتند در كردستان رسم است براى مخارج ميت از املاك او روغن گوسفند [ و ] از اين قبيل چيزها مىبرند . مال املاك آصف اعظم دوازده هزار تومان شده بود . در اسفارى كه اعليحضرت صاحبمنصب قزاقخانه بود [ و ] به كردستان مىرفت در خانهء اين آدم منزل مىكرد و خيلى نسبت به ايشان مهربانى كرده بود « 2 » .
اگر اين دو كلمه هم كشف شود مرا هم حبس مىكنند كه انشاء اللّه نخواهد شد « 3 » .
ارباب زن : زينب
18 مهرماه 1316 ، 4 شهر شعبان 1356
همه روز اگر غمخورى غم مدار * كه شب غمگسارت بود در كنار
براى كسانى كه لذت آن را چشيدهاند معنى و حقيقت اين شعر خوب معلوم مىشود .
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .
( 2 ) - اين مطلب براى اطلاع از دورهء جوانى رضا شاه مفيد است . ( ا . ا . )
( 3 ) - براى همين فضوليها من نوشتن مموار خود را ترك كردم ( يادداشت از نويسندهء خاطرات ) .