به او كار ديگرى نكردند . فقط صدمهاى كه به او وارد آمد [ و ] آن هم از طرف نوكر دولت و به قول خودشان متجددين بود كه مفتش ترياك تحريك كرد مختصر ترياكى توى قلمدان ملا گذاشتند و كشف قاچاق شد . قلمدان [ را گرفتند ] و پنج تومان و دو هزار جريمه شد .
ملاى بىگناه هيچوقت آنقدر جريمه « 1 » آن هم بدون تقصير نداده [ بود . ] نزديك بود سكته كند . حاجى بابا آمد نزد من مثل زن بچه مرده . عبد اللّه ميرزا در ماليهء همدان بود .
كاغذى نوشتم . آنقدر شهر رفتوآمد تا قلمدان و نصف جريمه « 1 » را گرفت .
اينها مقدمه بود براى خوردن مسهل . پسر ميرزا بابا يا حاجىبابا در همدان دواخانه دارد . على اكبر ما مىگفت هميشه از مراحم پدر شما و شما نسبت به پدرش اظهار تشكر مىكند و هر دوائى هم لازم ما مىشود به قيمت ارزان و خوب مىدهد . من از دواخانهء او گذشتم ، گفتم على اكبر ده مثقال سولفات دوسود اعلاى خوب از اين رفيقت بگير بيار .
گفت چشم . رفت توى دواخانه .
ديروز 15 مهر من سولفات دوسود را خوردم و قبلا سفارش دادم كوزهء آب را شب بيرون گذاشته بسيار خنك شود . چون اين مسهل عطش خوبى مىآورد . شوربا تهيه كنند .
كسى نزد من نيايد .
وقتى كه سر پاكت را باز كرده و بدون نگاه در آب ريختم و بهم زدم ديدم به رنگ خاك شبيه است . لاعلاج خوردم . بعد ديدم رسوب دوا هم در فنجان خاك است . به آن نشانى كه اگر روزهاى ديگر قبل از ناهار آب مىخوردم يا تا عصر مستراح مىرفتم نه آب خوردم نه بيرون رفتم .
ببينيد يهود چه ملتى است . چقدر اينها بىحقوق ، بىصفت و متقلب مىباشند كه با آنهمه سابقه براى ده شاهى صرفه ، سولفات دوسود درياچهء قم را كه خود پدر سوختههايشان تهيه مىكنند [ به جايش ] خاك به من داد . پس معلوم شد نسخهء شاهزاده لسان را هم كه براى سرگيجهء من داده بود و ابدا ابدا تأثيرى نكرد از همين قبيل بود . زنده باد هيتلر . زنده باد هيتلر . يهود يهود است . اگر هزار محبت به او كنى دست از تقلب برنمىدارد .
هامش
( 1 ) اصل : جرم .