تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7825

مساهمون:

ص٧٨٢٥
خود ، به پول خود وارد محبس شده‌ام .

كربلائى محمد على ( لله آقا )

مهر 1316 - كربلائى محمد على ( كاظمى ) موسوم به « لله آقا » پنجاه ساله ، قد بلند ، ريش جوگندمى ، سبيل پهن ، سر تراشيده مثل چغندر ، مقدس‌مآب ، نمازخوان ، روزه‌گير زن اولش مرحومه شده از او چند اولاد دارد . [ از ] خانم دومى دختر ملا حسين آخوند كشمرز دو دختر كوچك و يك پسر شيرخوار دارد . والدهء كربلائى چندين سال خانهء من بود و پرستار بهمن ميرزا . فعلا پير شده و چند سال است كوريجان آمده . زنى است لايق كاره . هنوز هم با كبرسن مثل جوانها كار مىكند . از زن تازهء لله و زن على اكبر ناراضى است . كدبانو نيستند . زن لله براى اين‌كه دختر ملا بوده وسواس هم دارد . على اكبر پسر بزرگ لله خوب از آب درآمده ، كارهاى شهر ، امنيه و غيره را او انجام مىدهد و مثل لله هم پرحرف نيست و آن‌طور بلند بلند تكلم نمىكند . محمد على بيك لله نايب كوريجان در جوانى نزد حاج افخم الدوله و پرستار عزت ملك بود . بعد كشمرز رفت مشغول رعيتى شد . با مرحوم والده عتبات رفت ، كربلائى هم به اسامى لله اضافه شد . بىميل نيست سر پاكت يا در محاوره [ اور ] « كربلائى محمد على بيك كاظمى نايب كوريجان » خطاب كنند . در اواخر سنهء 1327 هجرى كه من براى امورات گسيختهء الموت به آنجا مىرفتم از قزوين همراه شد . در آنجا لياقت و صداقت و رشادت قابل‌توجهى نمود كه طرف ميل و محبت من شد . پسرهاى مرا او پرستار بود و اسم « لله آقا » از آنجاست . بسيار هم خوب از عهده برمىآمد و حقيقتا قابل تمجيد بود . از الموت به قزوين [ آمد ] . بعد از سه سال توقف قزوين در 1340 قمرى 1300 شمسى طهران [ آمد ] . باز لله ياد وطن كرد به كشمرز رفت . گاهى هم طهران به سركشى مىآمد . در 1307 شمسى كه پدرم رحمة اللّه عليه مرا به سركشى دهات قزوين و همدان فرستاد از كشمرز من او را به كوريجان آوردم و تا امروز در كوريجان با زن ، بچه ، نه‌نه ، عروس اقامت دارد . در ظرف اين مدت رعايا از او راضى هستند . كوريجان را آباد كرده چون رعيت‌زاده [ است ] و سررشته دارد . در امر قنات سالور خيلى زحمت كشيد . امروز عايدات ما يك برابر بر آن تاريخ اضافه شده . صديق و خدمتگزار است . پسرهاى من بعد از من بايد قدر زحمات و خدمات او را كاملا بدانند . امورات كوريجان را هميشه به او بسپارند . در كارهاى ديگر رعيتى از او مشورت كنند كه خيانت نمىكند و اطلاع دارد . پسر او على [ اكبر ] هم جوانى است كه انشاء اللّه مثل پدرش خواهد شد . نگاهدارى او هم