تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7811

مساهمون:

ص٧٨١١
حاج كوچكعلى كدخداى كوريجان پنج بار گندم به توسط ذوقعلى نام برزگر خود روانهء شهر مىكند . سراى حاج على رضا سرايدار كه با هم دوستى هم دارند و حاجى گاهى از ارمغان كوريجان كشمش ، انگور ، هندوانه ، نان چاى ساليانه برايش روانه مىدارد . معلوم است پدر ذوقعلى و الاغها درمىآيد تا وارد شهر شوند ( جاده تنگ ، اتومبيل دايم در حركت ، الاغ بيچاره چه خاك بر سر كند ) . ذوقعلى وارد كاروانسرا مىشود بارها را گرفته الاغها را در طويله بسته مقدارى كاه كه همراه برده در آخور آنها ريخته چپق خود را آتش زده مشغول تون‌تابى مىشود .

كاروانسرا يا دزدگاه

وضعيت بازار و كاروانسراها در آخر شهر همدان - كثيف‌ترين محل آن بازار طولانى است . بسيار تنگ و فرش آن از سنگهاى بسيار درشت [ است ] كه به مرور زمان روى آنها سائيده شده كه اقلا ده مرتبه الاغ بيچاره زمين مىخورد تا داخل يكى از اين دزدگاهها بشود . در دو صف بازار قريب شصت كاروانسرا يا دزدگاه در اين بازار است كه هريك را سارقى اداره مىكند . عموما دو طرف مدخل اين سراها چهار اطاق است . بعد دورتادور ايوان و انبار و زير آنها طويله . دو اطاق طرفين مدخل محل رعاياست . دو اطاق ديگر چند نيمكت و يكى دو صندلى منحوس گذاشته شده با يك ميز تحرير كثيف ، روى آن يك دوات شكسته ، يك جاى كاغذى كه از چرك سياه شده ، چند قلم و يك كاغذخشك‌كن زينت آن است . ميرزا پشت اين ميز نشسته دفتر جلوى آن است . خود مدير متصل در حركت و مشغول جيب‌برى است . قپان‌دار برادر حاج عليرضا ، انباردار برادر ديگرش ، حمال‌باشى برادرزنش . همهء كاركنان كاروانسرا اقوام كاروانسرادار ( مثل مدارس اول مشروطه ) . ندرتا ميرزا خارجى است .

قصه‌اى از سرايدار و كسبه

محمد على بيك نايب كوريجان در ظرف شش سال ممكن نشد قپان خود را با قپان حاج عليرضا موزون كند . هرقدر بردند ، آوردند ، اصلاح كردند باز قپان آنها از مال ما كم درمىآمد . شمسعلى كدخداى مارهموار يك‌دفعه سه خروار گندم برد يك خروار به حساب آورد . ذوقعلى پس از خوردن يك مشت كشمش و كشيدن چپق روى همان بارها به واسطهء خستگى راه و بىخوابى خوابش برد . چيزى نگذشت كه چند چرخ با صداهاى ناگهانى سمهاى اسب و ترق تروق عرابه‌ها وارد شد . مشهدى ذوقعلى از خواب شيرين بيدار