تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7814

مساهمون:

ص٧٨١٤
به همان حج كه مشرف شدم و به همان سنگ حجر الاسود كه بوسيده‌ام ، و به همان آب زم‌زم كه نوشيده‌ام ، و به همان مشهد مقدس كه مشرف شده‌اى خلاف ندارد . چاى و چپق ديگرى به ناف مشهدى دروغى بستند . بيار ذرع كن معطل نشو . دوتا پيراهن حاجى هشت متر ، چادرنماز زن حاجى نه متر رو به ذوقعلى « ال وور » « 1 » چقدر محكم است . دست ذوقعلى را جبرا گرفته چيت منحوس ژاپنى را داد لمس كرد و بناى تعريف را گذاشت كه به هركس بود غير حاجى نه اين چيت را مىدادم ، نه به اين قيمت . حاجى جاى پدر من است . شلوارى « اوچ آرشين » « 2 » ، پيراهن تنبان زنانه هشت ذرع « قولاق آس » « 3 » . حسين حساب كن چرتكه بنداز هشت متر و نه آرشين اين هيجده و اوچ متر . يرمى ايكى « 4 » هشت و يرمى ايكى بوالر « 5 » سى و يك ذرع و نيم . حسين درست است حالى كن . حاجى هرقدر ميل داريد چرتكه بندازم اين‌كه نمىفهمد . باز فضولى كردى تو نمىدانى من نسبت به اين فقيرها هميشه ترحم مىكنم و انصاف را از دست نمىدهم . حسين با تعجب چرا چرا ! فس‌فس مىكنى . چرتكه را بده خودم . دست برد چرتكه را جلو كشيد . پيراهن هشت متر بيست و چهار ريال . اوچ ارشين « 6 » شلوار پانزده ريال ، ذوقعلى بوالدى « 7 » سه تومان دو قران ، پيراهن زنانه و تنبان بيست و چهار ريال جمعا الدى بش تومان بش قران « 8 » . او نيم‌ذرع پيش‌كش شما . ذوقعلى دست به بغل برد هفت تومان و سه هزار و پانزده شاهى پول گندم را بيرون آورد . حاجى فورا از دست او قاپيد كه شما نمىتوانيد حساب كنيد سهو خواهيد كرد . پنج تومان و پنج هزار پول خود را برداشته يك ريال هم به حسين شاگردانگى داد . هفده قران و پانزده شاهى را به كيسهء ذوقعلى ريخته توى جيبش گذاشت . چوخ حاجى يه سلام عرض كن « 9 » . دكان ، حجره همه همه مال خودشان است به خدا سپردم . ذوقعلى به كاروانسرا رفته الاغ و جوالها را برداشته از در كاروانسرا خواست خارج شود قهوه‌چى به صدا آمد : مشهدى آى كلّائى تو نو ميگم « 10 » . ذوقعلى به صرافت افتاده سينه به سينهء قهوه‌چى نمه دى « 11 » چاى پولى . چاى پولى حاجى مهمانى . قهوه‌چى خدا پدرت را بيامرزد اگر حاجى بخواهد پول اين چايها را بدهد روزى ده تومان كم است ور
هامش
( 1 ) - دست بزن ( 2 ) - سه ذرع ( 3 ) - گوش بده . ( 4 ) - بيست و يك ( 5 ) - اين مىشود . ( 6 ) - سه ذرع . ( 7 ) - اين شد ( 8 ) - پنج تومان و پنج قران ( 9 ) - خيلى به حاجى سلام برسان . ( 10 ) - تونو به لهجهء همدانى است - تو را مىگويم . ( 11 ) - چه مىگوئى