خانمى را پيدا [ مىكنند ] و چون به خانهء خود نمىتوانند بيارند از روى مستى در همان صحرا شب را با بالاپوش ، بىبالاپوش صبح مىكنند . اين هم يك فقره پلتيكى است كه مردم فقير شوند و من نمىدانم دولت انگليس چه مقصودى از فقر ما دارد . اين اواسط الناس ما هم كه جبرا داخل اين كسوت شدهاند نظير همان حكايتى است كه مرحوم مولوى در مثنوى از روباه و خم رنگرزى مىفرمايد .
مجلس شوراى ملى دولتى
برويم سراغ مجلس مقدس شوراى ملى شيد اللّه اركانه - اين مجلس يك مؤسسهاى است دولتى كه وكلاى آن در تحت اقتدار و نفوذ اعليحضرت انتخاب مىشوند ، ليكن دخالت و رضايت حضرت وزير دربار شرط عمدهء آن است . اين وكلا در عوض ماهى سيصد تومان حقوق مجبورا و موظفا به هر لايحهء قانونى كه دولت طرح كند رأى مىدهند . وسيلهء خيلى آسانى هم براى اتفاق آنها تهيه شده است . عمارت بيرونى مرحوم نظام الملك اجاره شده . هروقت يك قانون مهمى كه بايد در جلسه طرح شود آقاى وزير دربار يا وزير مربوط به آن قانون كه بيشتر آقاى داور وزير عدليه باشد در آن عمارت حضور بهم رسانيده قانون مطرح مىشود . مخالف و موافق و نطق آنها را معين مىكنند .
صبح مجلس كه افتتاح شد لايحهء وزير به قيد دو فوريت قرائت مىشود . آنكه [ براى ] مخالف معلوم شده اعتراض مىكند ، موافق رد مىكند . وزير جواب هر دو را مىدهد .
رئيس براى ختم مذاكره رأى مىخواهد . وكلا قيام مىكنند . به كافى بودن مذاكره رئيس حكم مىكند . آنوقت در اصل لايحه و قانون رأى گرفته مىشود همه قيام مىكنند و تصويب مىشود . چند روز بعد اعليحضرت امضاء [ مىكنند و ] به وزارتخانههاى مربوطه ابلاغ مىشود و در جرايد درج و اعلان ، سهل و آسانتر از هر امر جزئى در ساير وزارتخانهها ( مثلا كه من براى ده تومان به يك صلحيه عارض شوم چهار ماه لااقل طول خواهد كشيد . )
مباحثهء وكيل مجلس و بلديهچى
يك روز در حجرهء آقاى ميرزا زين العابدين خان گوهرى دوست و رفيق من و حاجى افخم يك وكيل مجلس با يك وكيل بلديه مشاجرهشان شد . اين مىگفت شما وكلا پدر مردم را درآورديد از بسكه ماليات بستيد و قانونهاى پرزحمت پرخرج تحميل كرديد مملكت خراب شده ، فقر و فلاكت عالمگير شده ، چه و چه . او مىگفت شما هم آنقدر عوارض تحميل مردم كردهايد كه كسى قادر نگاه داشتن يك دكان و يك خانه نيست .