دارد .
مقالات حجاب
روزنامهها يك چندى در اين خصوص مقالات زياد نوشتند ، حديث جعل كردند ، آيه تفسير نمودند . يكى مرد شد ، يكى زن . لوايحى ردوبدل كردند ، چه و چه . داستانى كه ما همه را مىفهميديم خودشان مىنويسند . زيرا ما تحريرات خانمهاى خودمان را مىدانيم كه سبك و روشى عليحده دارد . بعد ساكت شدند . گاهگاه باز عرض اندام مىكنند نه آنطور كه دنبال نموده بودند .
مشكل تربيت
علىاىحال چون ايران با يك وضع خوشى در پرده ، طابق النعل بالنعل مىخواهد پلتيك و اعمال مصطفى كمال پاشا و تركيه را تعقيب كند اين خرق حجاب كه همان چادر باشد دير يا زود رواج مىشود ( افسوس ما پير شدهايم ) . در ايران اين جوانها همه مايلند كه زنهاى ديگران مكشوف باشند اما زن خودشان مستور . با زن من برقصد اما زن خودش را در توى صندوقخانه نگاه دارد . به قول سركار شعاع الدين ميرزا پدر و مادرها در تربيت دخترهاى خود حيرانند . اگر تار ، ويلون ، رقص ، آواز بلد باشد بسا خواستگارها نمىپسندند و مىگويند كسى كه ما را فرستاده زنى مىخواهد حتى مدرسه نديده باشد .
نمازخوان ، دعاخوان ، صالحه ، خانهدار [ باشد ] . تربيت كنم [ خواستگار ] مىگويد نه ، اينطور زن لازم نداريم . خانمى كه آقا خواسته بايد رقص ، آواز ، ساز بلد باشد .
مهمانى زنانه مردانه
اما آنچه امروز در ميان جوانهاى تربيتشده قوت كرده از شق دوم را بيشتر پسند مىكنند تا اولى . تا يك درجه اين هياهو در ميان فاميلها باعث صرفهجوئى و الفت شده .
من اگر مىخواستم دخترها و دامادهاى خودم را با برادرهاى خودم مهمان كنم اقلا دو مجلس مىبايست تشكيل داده و دو خرج كنم . امروز خير همه را مىتوانم در سر يك سفره غذا بدهم يا داماد من مىخواست به قول كاشيها همپاچههاى ( باجناق ) خود را با خانمشان مهمان كند در يك مجلس ممكن نبود و حالا ممكن است . ( مادر من از اول و در آن عهد كه اين كارها محال بود حكم كرد زنهاى ما برادرها از هم رو نگيرند و چه كار خوبى بود و چقدر مايهء راحتى ما شد . ) ساير خانمهاى غيرمحرم هم كه به خانهها بروند اگر مرد خانه حاضر باشد داخل مجلس مىشوند سلام و احوالپرسى مىكنند ليكن