تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7708

مساهمون:

ص٧٧٠٨

انستيتو پاستور : طويله

چنانچه يادم هست روزى كه براى مؤسسهء انستيتو پاستور اعتبارى مىخواستند حاج ميرزا عبد الوهاب مجتهد همدانى برخاسته چنين نطق كرد : من نمىدانم اين انستيتو پاستور طويله است ، مهمان‌خانه است ، كاروانسرا است چه چيز است كه ما بايد پول بدهيم . به آقاى مؤتمن الملك رئيس مجلس خيلى برخورد و يك نطق غرائى در اطراف آن براى آقايان كرد و حاج ميرزا عبد الوهاب را مورد طعن قرار داد . امروز مجلس سنخيت دارد . آن مداخلها ، رشوه‌ها هم در بين نيست . آن هياهو ، جنجال وكلا و هرج و مرجى را كه در بين مركز و ولايات توليد نموده بودند موقوف شده . اگر دولت در وضع قوانين و مالياتهاى كمرشكن و خرجهاى زياد اندكى خوددارى كند روزبه‌روز شايد بهتر شود .

گرانى اجناس

عباس ميرزا از روزى كه وارد طهران شده دچار مرض مالاريا شده . دكتر علائى « 1 » معالج است و هنوز خوب نشده است . خيال من بدين واسطه مشوش است . مسعود خوب است و مدرسه مىرود . بهمن ماشاء اللّه پس از يك هفته شاگرد اول و مبصر كلاس پنج مدرسه ثروت شد . دوازده سال قمرى دارد . بسيار باهوش است ، زبروزرنگ . دخترها هيچ كاغذ برايم نمىدهند . زينب متصل پول مىخواهد . اجناس روزبه‌روز بالا مىرود . كفش خوب دانه‌اى چهل تومان . من در بحبوحهء جنگ يك پوتين در هجده تومان خريدم . قبل از جنگ پوتين خوب همين چهل تومانى چهار تومان الى شش تومان بود .

خشكه سرما

خشكه سرماست . يك قطره باران همدان نيامده . بذركارى انجام نشده . به واسطهء نيامدن باران به نوبه بايد آب بگيرند . در اين سرما شب تا صبح رعيت در صحرا آبيارى مىكند . چند نفر پايشان را سرما زد . در طهران مرض گريپ بسيار شيوع داشت . يك شبانه‌روز باران آمد تخفيف يافت . ديگر از هيچ‌جا خبر ندارم . روزنامه آبونه نيستم . كسى را هم در طهران ندارم اخبارات خارجه و داخله را برايم بنويسد . فعلا چند سال است كه كيف كوريجان را حسين مىكند با حليلهء جميله .
هامش
( 1 ) - دكتر محمد خان علائى برادر حسين علاء ( ا . ا . )