حجاب مىكنند كه اين هم در سابق از جمله محالات بود .
شهرى چشمچران
من با زينب در اين باب خيلى مباحثه و شوخى مىكنم و اقوى دليلم براى خرق حجاب او اين است كه تو از كدخدا صفر على زواركى ، اسمعيل قاطرچى ، مشهدى فرهاد و آشپز ، حسن باغبان رو نمىگرفتى حالا چرا حجاب مىكنى . جواب مىدهد آنها دهاتى بودند نه شهرى چشمچران . الان هم من از دامادهاى شما ، برادرهاى شما غالب برادرزادهها ، خواهرزادههاى شما ، حسين آقا ، على اكبر ، عيسى باغبان رو نمىگيرم . اما آنها را سنجيدهام كه در من نظر سوء ندارند . اما امان امان از مردهاى خيابان ناصريه و لالهزار . شهد اللّه تمام تقصير با مردهاى مملكت ما خصوصا طهرانيهاست . اينها هستند كه باى نحو كان زنها را هرزه مىكنند . من به قمر الدوله دخترم مىگفتم خيابان جلوى خانهء شما خيلى مصفا خيلى خوب شده . گفت افسوس كه ما لذتى از صفا و هواى آن نمىبريم . تا قدم توى خيابان بگذاريم از بسكه مردها ياوه مىگويند ، حرفهاى مزخرف مىزنند از رفتن پشيمانيم .
كلاه پهلوى - گلكارى
اين كلاه پهلوى ، كت ، شلوار هم مزيد علت شده . هر نكرهء سبزىفروش ، پينهدوزى مىخواهد با ما صحبت كند و ما را دعوت . در جلوى مجلس شوراى ملى باغچهاى بود .
آنوقت تفرجگاه زياد نبود ( حالا خراب [ كرده ] و ميدان وسيعى ساخته وسط آن گلكارى شده است . اما مثل ساير ميدانها از دست ولگردها ، دزدهاى گل و گلدان كسى را راه نمىدهند ) . آنقدر مردها هرزگى با زنها كردند كه باغبانها از شغل [ خود ] استعفا [ دادند ] و به ارباب كيخسرو شكايت كرده بالاخره دور آن نرده كشيده و درش را قفل كردند . امروز هم در اين تفرجگاه زنهاى نجيبه نمىروند . با وصف آنكه خيلى مايل هستند . فقط منحصر به فواحش شده است .
خود اعليحضرت يك روز از خيابان پهلوى كه تا سعدآباد مىرود به شهر مىآمد ، در آن جائى كه آب كرج آفتابى مىشود كافه ساختهاند ، ديد اطراف كافه توى صحرا و ريگزار زن و مرد يكى زير عبا خفته ، يكى زير لحاف ، يكى بدون هيچ بالاپوش بود .
حكم كرد آژان مواظب باشد بلكه كافه را هم چند روز بستند . اينها از اواسط الناس هستند كه سابقا با آن لباس نمىتوانستند داخل اين كارها بشوند ، امروز كه كت ، شلوار ، كلاه پهلوى ، يك فكل و كراوات نحس هم بستهاند مىروند آنجا مشروب مىخورند . بعد يك