روزنامهها
چون اسمى از جرايد ما برده شد لازم است مختصرى از وضعيت تحريرات آن بنويسم . جرايد ما بدون هيچ شركتى يا سرمايهاى يا اعتبارى يا جماعتى تشكيل يافته .
يك تابلو در يك دكان يا بالاخانه يا حياط مختصر نصب شده و در توى آن يكى دو ميز تحرير ، قلم ، مركب ، اوراق زيادى از جرايد ديگر تهيه [ كرده ] ، يك نفر خود را مدير مسئول قرار داده كه هم مدير است ، هم صاحبامتياز ، هم منشى ، هم اخبارنويس ، وقايعنگار ، مترجم و غيره و غيره . منتهى چند نفر هم اعضاء دارد از پيشخدمت ، موزع ، منشى ، فراش . سابقا به واسطهء هرجومرج و حمله به مردم و وزراء و وكلا و غيره و غيره ، دخل و منافع كلى داشتند و گل سرسبد بودند ، افسارگسيخته . با آسمان و زمين دشمن يا دوست و از آسمان و زمين پول درمىآوردند . نقل هر مجلس و محفل ، عزيز بىجهت .
ظاهرا يك كسب كمخرج ، پرمنافع معززى ، باطنا يك شغل ننگين شرمآور بىشرفى .
غالب آنها همان اسم بود . ماهى ، سه ماهى ، شش ماهى يكبار طبع [ مىشد ] و آنوقت براى تأخير طبع متوسل به داستانها و عوايق و موانع بىموردى مىشدند و آبونمان خود را به هر وسيلهء مشروع و نامشروع مىگرفتند . بعضى اوقات كار به منازعه و جنگ و دعوا مىكشيد .
من يادم هست كه برهان الدوله مىگفت ده مرتبه روزنامهء « گلشن » را پس دادم يك وقت ديدم از سوراخ راه آب توى حياطم انداخته [ اند ] . با آن بىشرمى حيا كردم و آبونهء او را پذيرفتم .
تمام روزنامه فحش بود ، عبارات سخيف بود ، حمله به اين و آن ، دروغهاى دسته نقاشى « 1 » ، فقط و فقط براى اخاذى و پول ، هيچ قانونى هم به مرحمت و همراهى سليمان ميرزا و دستهء دمكراتهاى ما براى مدافعهء اشخاص وضع نشده بود .
درآمد جرايد
پس از سلطنت پهلوى و اقتدار او اين اشخاص سفله را افسار كردند و براى آنها بعضى منافع از راههاى مشروع وضع كردند ( هرچند ضرر ملت بود ) . مثلا سى هزار تومان در موقع انتشار اعلان اسباب و ادوات راهآهن قيمت اعلان ميان آنها تقسيم شد .
اعلانات ثبت اسناد و مزايده و مناقصه را بين آنها تقسيم كردند . برخى را هم اعليحضرت كتك زد ، چوب زد ، تبعيد يا جرايد آنها را توقيف كرد . اينك چند سال است جرايد آنها
هامش
( 1 ) - دروغ دسته نقاشى - دروغهاى آراسته به حكايات يا ادلهء بىاساس .